تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠ - حجت ششم بر تجرد نفس ناطقه
مانع زايل شود و پير بتواند بشنود گرچه سابقاً نمىشنيد، ولى اين محل كلام نيست، بلكه محل كلام آنجاست كه قوه بدنيه رو به ترقى برود.
البته گاهى گرچه بعد از چهل سالگى ممكن است آدم چاق شود، ولى چاق شدنش با قوه ناميه نيست بلكه با قوه تغذيه است.
بالجمله: تا سن سى سالگى، نفس به تقويت مزاج مشغول است از اين رو تا اين سن قوه عاقله انسانى كمتر مىباشد و انسانها بعد از آنكه از سى سالگى و يا از چهل سالگى گذشتند، قوه عاقلهشان بلا اشكال از سن بيست سالگى و يا بيست و پنج سالگى بيشتر است؛ زيرا نفس تا خود را متوجه به بدن كرده، به تقويت قواى بدنى مشغول و حافظ مزاج است، و لذا بدن رو به ترقى است. و بعد از آنكه به چهل سالگى رسيد، نفس، توجه خود را از بدن كم مىكند در نتيجه مزاج رو به تنزل مىرود. و هر قدر نفس علايق خود را كم كند و به خود متوجه شود، قوه نفسانيه زيادتر بوده و قوه عاقله بيشتر و محكمتر مىشود.
و بالجمله: روى سير طبيعى، نفس مادامى كه در بدن است، طبعاً اشتغال به بدن دارد، منتها از اولين ايام تا سى سالگى، بيشتر به بدن توجه دارد و توجه طبيعىاش بيشتر است و چون از آن حدود گذشت، توجهش وقوف پيدا مىكند، در نتيجه ترقى بدنى هم متوقف خواهد شد. و به چهل سالگى كه رسيد، آن علاقه طبيعى به تدريج كم مىشود. و اگر آفات و ناملايماتى براى مزاج رخ بدهد، نفس مجبور است بيشتر توجه داشته باشد؛ چون بدنى كه مزاجش اختلال پيدا كرده، علاوه بر تحليل طبيعى، بنايش با مرض و آفت نيز متزلزل مىگردد.
پس نفس بايد سعى بسيار داشته باشد و توجه خودش را از جاى ديگر قطع كرده و نظر به مركوبش داشته باشد و اين معنى باعث مىشود كه ادراكات عقليه نفس ضعيف باشد؛ چون بايد همّش در تقويت مزاج زيادتر باشد و هر قدر به اين طرف توجه بيشتر نمايد از آن طرف ادراكات عقليه كمتر مىشود، و معناى «عقل سالم در بدن سالم» همين است.