تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - كلام محقق طوسى و رد آن
جواب مىگوييم: البته چون صورتى كه حالّ در عاقله است و عاقله حالّ در جسم است و اين گونه حلول، مقارنت است. و اگر دو شىء با هم مقارن شدند، امكان ندارد مقارن يكى با ديگرى مقارن نباشد؛ پس در حقيقت صورتى كه در عاقله است، مقارن با هيولى مىباشد، پس دو صورت جسميه با يكديگر مقارنت خواهند داشت.
وى ايراد ديگرى نموده كه اعراض كثيرهاى مثل مقدار و كيف و طول و عرض و بياض و غيره، عارض بر جسم مىشوند و شكّى نيست كه وجودات اين اعراض زايد بر ماهيات آنهاست و متماثل و حالّ در جسم مىباشند.
و الحاصل: بعد از آنكه وجودات اعراض، زايد بر ماهيات آنهاست و وجودات هم كه متماثل هستند، اجتماع مثلين لازم مىآيد.
جواب ايراد اين است كه: وجود هر ماهيتى، عين آن ماهيت در اعيان مىباشد، و تغاير وجودات به حسب ماهيات است و در خود وجود، مماثلت و ضديت نيست، چنانكه در جلد اول اثبات شد كه وجود به حسب ذات، لا ضدّ له و لا ندّ له و لا مثل له، و ضديت و تماثل فقط بين ماهيات است [١] و چون در خارج، وجود عين ماهيت است، پس اعراض متخالف، وجوداتشان هم متخالفند، چنانكه ماهياتشان متخالف هستند.
باز بر حجت ايراد نموده به اينكه: اين حجت مقتضى دوام علم قوه عاقله به عوارض خود است مادامى كه اين عوارض براى او حاصل است، و الّا علم قوه عاقله به عارض خودش به جهت صورت مساويه با عارض در قوه عاقله خواهد بود، پس اجتماع مثلين لازم مىآيد.
و الحاصل: آن عوارضى كه لازمه وجود عاقله است، يا بايد به آنها دائم التعقل باشد؛ اگر صرف وجود آن لوازم، در تعقل آنها كفايت كند و اگر صرف وجود آنها كافى نباشد بلكه لازم باشد صورتى از عوارض در قوه حاصل باشد، اجتماع مثلين لازم مىآيد؛
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ١، ص ٣٤٢.