تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - كلام محقق طوسى و رد آن
و دو طبيعت محصّله گاهى فرقشان به عوارض است از قبيل تشخصات فرديه و اكتناف وجود فردى به عوارض، به طورى كه اگر عوارض را سلخ كنند، دو فرد، يكى باشد و اوّلى از اين قسم نيست كه اگر عوارض يكى شد، جمع شوند. در بياض و سواد، طبيعت محصّله اصلًا با هم فرق دارند به اين نحو كه اگر طبيعت لون به يك شىء متقوم شد، طبيعت مضاد با آن طبيعت لون كه متقوم به فصل ديگر است حاصل مىشود. [١]
مرحوم آخوند رحمه الله به محقق طوسى ايراد مىكند: اولًا، چرا بايد تسليم شود كه معقوله عرض است؟ و ثانياً، چرا بين سماء معقوله و محسوسه فرق گذاشت به اينكه در ماهيت، واحد و متحد هستند، و لكن در مقارنات و منضمّات فرق دارند كه گاهى ماهيت با عوارضى مثل آن عوارضى كه در سماء محسوسه دارد متحصل مىشود؛ و گاهى با عوارض مقابل عوارض اوّلى متحصل مىشود. و لكن اگر از هر دو عوارض تجريد شود، متحد مىشوند به خلاف سواد و بياض. [٢]
آخوند رحمه الله خيلى سخت به حرف خواجه طعن نموده به اينكه تجريد از عوارض مقارن ماهيت، از شرائط معقوليت اين ماهيت نيست.
و الحاصل، اگر بخواهد يك صورتى معقول باشد، لازم نيست عوارض آن را تجريد و تعريه و تقشير نماييم. بلكه عقل، ماهيت انسانى را- مثلًا- با توجه به يك نحوه وجودى اعلى و اشرف، با جميع عوارض و صفات و نعوت، از كمّ و كيف و اين و وضع و متى و شكل و اعضا و جوارح تصور مىكند و به گفته ارسطو: «كلها فى كلها؛ اليد موضع البصر و البصر موضع اليد»، [٣] چون مجرد است، كلها يرى و كلها يسمع و كلها يفعل. و الحاصل: يك نحوه وجودى است كه اگر به عالم طبيعت تنزل كند، همين انسانى كه دست و پا و چشم و كمّ و اين و كيف و وضع دارد، مىشود. و ليكن چون
[١] شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٨٢.
[٢] اسفار، ج ٨، ص ٢٩٠.
[٣] اثولوجيا، ص ٦٩.