تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٨ - اختلاف انسانها در شقاوت
وعيد مىدهد، كفار قريش و معاندين پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بودهاند كه در اصطلاح قرآن بر اينها فساق و فاسق هم اطلاق مىشود و فاسق در اصطلاح قرآن به اين معنى است.
و خلاصه، اين گونه اشخاص مسلّم به جهنم نمىروند، البته به بهشتى كه جايگاه مقربين است، راهى نداشته و به طور مسلّم به جايگاه و مقام مؤمنين هم راهى ندارند؛ چون اينها اگر چه خلافى نكردهاند، اما چون عملشان واقعاً باطل بوده و حقيقتى نداشته است، صورت واقعيت به خود نمىگيرد و آنها از جنت عملى كه از عمل و عبادات و اعمال دينيشان تشكيل مىشود بهرهاى ندارند، ولى آن عمل صالح كه براى خدا انجام شده از قبيل احسان و برّ به والدين و غيره، صورت و ملكهاى دارد و چون به مبدأ و معاد هم عقيدهمند بودهاند، اين گونه اشخاص اگر چه به بهشت معهود نمىروند، ولى لازم نيست به جهنم بروند.
مثلًا الاغ و اسب به بهشت نمىروند، ولى به جهنم هم نمىروند، پس چنانكه «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ» [١] ممكن است فريقى هم باشد لا فى الجنّه و لا فى النار، و جايى باشد كه آنجا بمانند و يا در مرتبه پايينتر از جنت بروند؛ چون مغفور خواهند بود و هيچ عيبى هم ندارد. و اين طور نيست كه در جهنم را باز كنند و مدام جماعت انسان را به جهنم بريزند، خيلى كم هستند كه به جهنم بروند، چنانكه خيلى كم هستند كه به بهشت بروند، بلكه نوع مردم مثل بهائمند كه به دنيا آمدند و چريدند و رفتند و در آخرت هم به آنها يك مرتع وسيعى مىدهند كه آنجا هم بچرند.
نوع مردم اين طورند، يعنى بُلهاند.
دسته ديگرى از مردم هستند كه شقىاند و آنها كسانىاند كه استكبار ورزيده و عناد و جهود نمودند؛ مثل كفار قريش كه گفتند: محمّد يك بچه يتيمى است و امكان ندارد ما در برابر او خضوع كنيم. چنانكه خيلى از تجدد مآبهاى ما همين طور هستند؛ چون طبق عنادى كه با ملاها دارند اصلًا گوش نمىدهند كه اينها چه مىگويند و تعمق نمىكنند كه آنها چه مىگويند؛ بدون اينكه تذوّق كنند و به مشام
[١] شورى (٤٢): ٧.