تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٧ - اختلاف انسانها در شقاوت
البته آدمى كه از تمدن علمى و عملى دور باشد، در اوصاف حيوانى قوى خواهد بود و باطن ذاتش، غير از صور ملكه اين اوصاف نمىباشد؛ در نتيجه در صورتى كه نفس طبق ملكات، فعّال باشد، محشور مىشود. و بالاخره اگر اين دسته، برخوردار از توحيد فطرى نباشند، همانا در آن ضيق ملكات و الم و درد، مخلَّد خواهند بود.
و اما دسته ديگر كه كثيرى از نوع انسان را تشكيل مىدهند، گرچه در مراكز تمدن علمى و عملى بودهاند، و ليكن چون اباً عن جدٍّ بر دين منسوخ سابق بودهاند و به دين لاحق مشرّف نشدهاند، ولى نه از باب عناد و نفاق، بلكه از باب قطع به خلاف؛ يعنى آنها اصلًا و ابداً حتى احتمال صحت اسلام را هم نمىدهند، همان طورى كه ما اصلًا احتمال نمىدهيم كه مسلك بهاييها صحيح بوده و آنها درست گفته باشند؛ چون آنها را باطل صرف مىدانيم و لذا متوجهش نيستيم، و جماعت كثيرى هستند كه اسلام را همين طور مىدانند، و يا اينكه در جايى هستند كه اسمى از اسلام به گوششان نخورده است؛ مثل بوداييهايى كه در فلان ده فلان جزيره قرار گرفتهاند. و ليكن اين دسته به دين خودشان كه از سابق بوده معتقدند و فرض اين است كه بر اساس آن دينشان مستقيماً راه رفته و در عقايدشان هم همان طورى كه آن پيغمبر فرموده، معتقدند؛ مثل راهبى كه از اول عمر تا آخر در دير خود زندگى كرده و حضرت عيسى عليه السلام را مىشناخته و همين طور كه ايشان فرموده است به قضاياى مبدأ و معاد معتقد بوده و عملش هم عمل صالح و بر ميزان آن طريقه بوده است و چون از اول علم به خلاف داشته، به دين اسلام هم توجه نكرده است، البته نمىتوان گفت اين چنين شخصى به جهنم خواهد رفت؛ زيرا محال است حضرت احديت با بندگان خود خلاف عدل رفتار كند، پس اين شخص را نمىتوان تعذيب كرد و چنين كسى هم در جهنم نخواهد بود، و آن كفارى كه خدا در قرآن به آنان وعده عذاب و جهنم داده است، مسلّماً اين دسته از كفار نيستند.
اگر انسان به قرآن خوب نگاه كند، مىفهمد قرآن با كفارى كه حرف زده و به آنها