تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٧ - اسباب اختلاف در نفوس
بلى، به كلى جلوى شهوت را گرفتن غلط است و ممكن نيست، چون هم قسر و هم انقطاع نسل است، پس بايد آن را قانونى كرد. لذا ترغيب و تحريص به ازدواج با قوانين مقرّره، يعنى شهوت مطلقه را تحت قانون درآوردن.
حرص به مال و مال به دست آوردن، به طور اطلاق در ذات انسان است و در آن نوشته نشده كه حرص انسانى براى طلب مال از چه راهى باشد، آنچه در ذات انسان است مال به دست آوردن و با آن اعاشه كردن است از هر راهى و با هر عملى باشد، اين اطلاق را شرع تحديد نموده و در حقيقت مال به دست آوردن على الاطلاق را قانونى كرده است، و غير قانونى را تحت قانون درآورده است.
لجمله: شأن انبيا، همان توجه دادن و دعوت كردن مردم به حق است.
اما در عبادات، مستقيماً دعوت به حق و ارتقا دادن ارواح و مرتبط نمودن آنها به كمال مطلق است.
و در معاملات هم با تمام اقسامش از تناكح و تجارات و زراعات و صنايع و غيره، باز دعوت به حق است و اطلاق اين شهوات و رغبات را تحديد نمودن است، و آنها در هيچ مورد دعوت به دنيا و شهوت و خوابيدن ندارند، منتها چون در نظام اتمّ و حكمت، بايد اصل الشهوه و اصل الرغبه باشد و گر نه بقاى نوع بشر ممكن نمىگردد، لذا شأن انبيا هم تحديد و قانونى كردن اينهاست. حتى اينكه از تزهّد از دنيا و رهبانيت منع مىنمايند در عين حال كه جلوگيرى از رهبانيت و تزهّد است، خودش نوعى سوق دادن به زهد و جلوگيرى از دنيا و توجه دادن به عالم نور است؛ زيرا قوه شهوت و حرص به دنيا كه در كمون ذات انسانى است، اگر به طور كلى جلويش را بگيرند و خفهاش كنند، وقتى كه حوصلهاش تنگ شد و زور آورد، منفجر مىشود و آن چنان منفجر مىشود كه عالم را خراب مىكند؛ همان طور كه انسان اگر يك قوه ناريه را در يك چيز مسدود من جميع الجهات نگه دارد، اگر بتواند از يك منفذى بيرون رود، آتشفشانى نموده و آنچه كه روى آن را گرفته است با تركيدن از بين مىبرد. بنا بر اين چند روزى تزهّد از دنيا باعث مىشود كه انسان براى هميشه اهل دنيا شود و زهد از