تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - اسباب اختلاف در نفوس
پاك پرورش يافته باشد و به دنيا هم كه آمد، شيرش از پستان يك زن عاقله كه از اغذيه لطيفه توليد شده باشد، و نوبت تربيتش كه رسيد با تربيت روحانى تربيت يابد، اين چنين موجودى، ذات و وجودش در كمال صفا و ضياء و روشنى بوده، و چنين موجود معتدل، طورى صفاى ذاتى دارد كه مستعد قبول فيوضات غيبيه بوده و در صفا و زلالى و استعداد همانند زيتون است؛ «يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ» [١] كه اگر انسان به مطلب علمى اشاره كند آن را مىفهمد، و تا فيض اشاره شود قبول مىنمايد؛ چنانكه خداوند متعال مىفرمايد: چنين شخصى مثل روغن زيتون است كه تا نزديك نار شود؛ گرچه نار و شعله آتش به آن نرسد، شعلهور مىشود؛ يعنى شعله را خيلى سريع جذب نموده و مىربايد.
اگر گاهى انبيا و مرسلين آثار و خواص مطعومات را بيان فرمودهاند، نظرشان نظر طبى نبوده است، چنانكه اطبا نظر به آثار و خواص اغذيه مىكنند و آثار آنها را بيان مىنمايند و مرادشان بيان تأثير و خاصيت آنها در فربهى بدن و يا تقويت كبد و يا زيادى خون است؛ بلكه اين گونه آثار از نظر انبيا كنار بوده است، و نظر ايشان به همان جهت مواد اغذيه است كه موجب صفاى روحى و توجه به كمال و قبول فيض و كمالات مىباشد.
اگر پيامبرى در مورد آثار و خواص خربزه- مثلًا- سخنى فرموده و به آن ترغيب و تحريص نموده است، همان جنبه و خاصيتش را كه موجب لطافت روح و صفاى ذات و لطافت وجود است در نظر دارد.
و اگر طبيب خاصيت آن را بيان كرده و به آن ترغيب نمايد، نظر به چاق نمودن جسم و كلفت نمودن گردن انسان دارد و هر گز اطبا و حكماى طبيعى با عقولشان نمىتوانند بيشتر از اين آثار را بفهمند؛ آثار و خواص اشياء را از آن حيث كه دخالت در سعادت ذاتيه و صفاى وجود و ضياء ذوات دارند، فقط سلسله انبيا و مرسلين به تعليم الهى و غيبى مىدانند.
[١] نور (٢٤): ٣٥.