تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٣ - فصل سوم شبهات منكرين معاد جسمانى و پاسخ آن
فصل سوم شبهات منكرين معاد جسمانى و پاسخ آن
[١]مخفى نماند: بر اساس آنچه كه از اصول ثابته حقه متقدمه در باب معاد نتيجه گرفته مىشود، براى هيچ يك از شبهات، مجال تلاقى با آن مسلك نمىماند؛ زيرا يكى از آن شبهات، شبهه آكل و مأكول است؛ يعنى اگر بر فرض شخصى از طايفه آدمخوارى باشد كه طعمه آن، بدن انسان ديگرى باشد و از بدن انسانى ارتزاق كرده و حتى نطفهاش از عصاره بدن انسانى منعقد شده و انبات لحم او هم از ارتزاق بدن انسانى باشد، معاد چنين انسانى چگونه است؟
اجزاء بدن مأكول كه بدن آكل را تشكيل داده است، به كدام بدن در قيامت عود مىكند، آيا به بدن آكل عود مىكند يا به بدن مأكول؟ بنا بر مسلك آخوند رحمه الله اين شبهه به روشنى و وضوح مندفع است و مجال ندارد تا به ذهن كسى خطور كند؛ زيرا گفتيم با اجزاء پوسيده بدن، معاد محقق نمىشود، بلكه بدن الطف و اعلايى همراه روح، از طبيعت بيرون رفته است.
بلى، قائلين به آن معادى كه تخيلشان طبق استعداد عامى درست شده، بايد از اشكال، جواب دهند، آنها حرفهاى متعددى زدهاند، حتى گفتهاند: يك ذرهاى به نام «عَجْبُ الذَنَب» است كه باقى مانده و نمىپوسد و تحليل نمىرود، [٢] و معلوم نيست،
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٩٩.
[٢] مسند احمد، ج ٢، ص ٣٢٢ و ٤٢٨؛ صحيح مسلم، ج ٢، ص ٦٩٣.