تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - جواب آخوند از كلام متكلمان
جمع مىشوند و بالاخره به صورت انسان در مىآيند. [١]
قضيه معاد هم همين طور است، وقتى كه بدن انسانى خاك شد و اجزاء و ذرات او در عالم منتشر گرديد، اين اجزاء منبثّه را مثل آن اجزاء بدنى منويه از تمام كره خاك و هوا جمعآورى كرده و به شكل و هيئت آن شخص درمىآورند. و با نفخهاى در او القاى روح مىكنند؛ آيه «أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى^ ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى» [٢] را مورد شاهد و استدلال قرار داده است و همين طور به آيه شريفه «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» [٣] استدلال مىكنند؛ به اين نحو كه ما مىدانيم هر يك از آب و خاك، به تنهايى بذرى را افساد مىكنند؛ مثلًا اگر بذرى در خاك بماند و ابداً رطوبتى به آن نرسد و آبى نخورد، بالاخره اين بذر خاك شده و فاسد و متعفّن مىگردد، همين طور اگر به دريا افتاد در آنجا فاسد مىشود و آب آن را متعفّن مىنمايد، و اگر دو سبب افساد جمع شدند، عقلًا لازم است زودتر او را فاسد و متعفّن نمايند، و ليكن به قدرت كامله احدى، اطراف بذر مىپوسد و از وسط آن، چيز حىّ و صاحب حيات نباتى بيرون مىآيد، پس خدا قادر است از اجزاء فاسد، بدنى حىّ و زنده بيرون بياورد و در حقيقت، مرده خاكى را زنده نمايد. وى به آيات ديگرى هم استشهاد مىكند.
جواب آخوند از كلام متكلمان
ولى آخوند رحمه الله اين قول را اسخف از قول اوّلى دانسته و مىگويد: اين قول به قول منكرين معاد اشبه است [٤] و در حقيقت از قول طبيعيين سر در مىآورد؛ زيرا اين معنى اثبات همين نشئه براى انسان، و انكار نشئه ديگر است.
طبيعيين هم اغلب يا مىگويند: انسان وقتى كه مُرد، فاسد مىشود و از بين مىرود و
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٨، ص ١١٠.
[٢] قيامه (٧٥): ٣٧- ٣٨.
[٣] واقعه (٥٦): ٦٤.
[٤] اسفار، ج ٩، ص ١٥٦.