تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٥ - بحثى اخلاقى پيرامون سعادت و شقاوت
بسيارى مىشنود، ولى غذاى چربى هم كه ملايم با ذائقه اوست در نزد او فراوان است و ذائقهاش آن را ادراك مىكند، آيا اين آدم از جهت قوه سامعه هم خوشبخت است؟
البته سمع او سعيد نيست، و اگر كسى در رختخواب حرير بر روى تشك و متكاى پر قو خوابيده باشد كه ملايم با حس لمس است، البته چون اين حس، ادراك ملايم مىكند سعيد است، ولى در همين حال اگر عزيزى از اين شخص در بيابان بوده و هوا هم خيلى سرد و طوفانى و برف و كولاك باشد، قوه خيالش با صورى كه تخيل مىكند؛ مثل بلايى كه از ناحيه سرما به سر عزيزش مىآيد، خيلى ناراحت و بدبخت است در صورتى كه قوه لمسش كاملًا مدرِك ملايم خودش است.
و الحاصل: انسان كه اين همه قوا دارد و معجون مركبى است، اگر فقط با يك قوه؛ مثل قوه ذائقه ادراك ملايمات كند، خوشبخت و سعيد نيست.
جهت ديگرى كه در سعادت و شقاوت انسان بايد ملاحظه شود اين است كه انسان يك موجود موقت مثل كرم خراطين نيست كه خوشبختى او را فقط با ملاحظه اين چند روز عمر كه در خاك نرم و متوسط بوده ملاحظه كنيم، بلكه بايد مجموع مدت حيات و زندگى انسان را ملاحظه كرد كه چند سالى در اين دنياست و بعد از اين نشئه در نشئه آخرت خواهد ماند، و اگر در اين دنيا بر فرض محال كه بگوييم پنجاه يا شصت سال ذائقهاش همه شيرينىجات را ذوق كرده و قواى لمس و سامعه و باصرهاش هم با ملايمات طبيعى خود بوده و ملايمات خود را ادراك كرده و در رختخواب پر قو خوابيده، و سمعش الحان خوش و نواى نى را شنيده، آيا سعادتمند شده است؟
چه بسا همين چند روزه كه اينها در اينجا ملايم خود را ادراك كردند، مبدأ اين شود كه عذاب اليم و نقمت عظيم ابدى و غير متناهى فراهم گردد، و به همين ذوقى كه از حلويات حلال و حرام اين جهان چند روزى خوش گذراند، به او زقّوم جهنم بچشانند، و به همين ذوق كه چند روزى از اين شرابها و مايعات حلال و حرام متلذذ شده، الى الابد ماء حميم جهنم بدهند، و اين بدنى را كه در رختخواب حرير چند