تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٤ - بحثى اخلاقى پيرامون سعادت و شقاوت
ادراك ملايم اوست، مراد بايد كشف شود و لذا اگر بخواهيم معلوم كنيم كه سعادت فلان قوه چيست، مىگوييم: مثلًا كرم خراطين كه جز حس لمس حالّ در جسمش، قوه ديگرى قوىتر از آن و فوق آن ندارد- البته حس لمسى كه در آن است درجهاش از جسميت بالاتر است، و التزام هم ندادهايم كه هر چه جسم نشد، بايد مجرد باشد، چون لازم نيست هر چه از جسم بالاتر شد مجرد باشد، بلكه يك قوه جسمانى در اين حس لمس هست كه ادراكش انفعالى است، نه اينكه ادراكش به خلاقيت باشد، چون با برهان ثابت شده كه مبدأ فاعلى الهى غير مجرد نيست و طبيعى و طبيعت نمىتواند مبدأ فاعلى گردد، و لذا ادراك حسى قوه لامسه كرم خراطين انفعالى است؛ يعنى احساسش از انفعال است- اين كرم اگر در خاكى باشد كه خيلى ملايم با طبع اوست كه نه گرم باشد و نه سرد، نه صلب باشد و نه خفيف، نه خيلى تر باشد و نه خيلى خشك و من جميع الجهات از اول تكوينش تا آخر انحلال تركيب وجودىاش يا اكثر مواقع عمرش، ملايم با او باشد، مىتوان گفت سعادت چنين كرمى ما دام كه زنده است، چنين است و اين كرم در طول حياتش خوشبخت و سعيد بوده است.
ولى نمىتوان گفت كه سعادت انسان به اين سادگى حاصل است؛ زيرا بايد در انسان دو جهت ملاحظه گردد: جهت اول آنكه انسان مثل آن كرم خراطين ساده نيست، بلكه يك معجون صاحب حيثيات و مراتب و قوا مىباشد و فقط با خوشبختى و سعادت يك قوه و يك مرتبه، نمىتوان گفت سعيد است؛ مثلًا اگر ذائقهاش هميشه بتواند حلوا و شيرينىجات و دُهنيات بچشد، نمىتوان گفت او على الاطلاق خوشبخت و سعادتمند است، بلكه بايد قواى ديگرش را هم ملاحظه كرد و مراتب ديگرش را از قبيل عقل و قوه خياليه و مرتبه برزخيهاش را هم بايد ديد كه چه نحوه است، آيا اينها هم ملايمات را ادراك مىكنند يا خير.
مثلًا اگر خيال انسان ناراحت باشد ولى ذائقهاش به اطعمه شيرين دسترسى دارد، آيا اين شخص حتى در خيال هم خوشبخت است؟ البته خوشبخت نيست، و يا اگر سمع كسى كلمات ناهنجار و حرفهاى اهانتآور و فحشهاى غليظ و يا شماتتهاى