تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٩ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
حدوث و حركت جوهريه دارند و همه با سير جوهرى رو به عالم كمال دارند، البته روزى فرا مىرسد كه تمام قواى طبيعيه را وارد برزخ مىكنند؛ حتى افلاك، افلاك برزخى مىشوند اگر افلاك به آن نحوى كه گفتهاند باشند.
البته مسلّم است كه بر ثبوت افلاك- چنانكه بطلميوس گفته است- برهان نداريم و بىجا به گردن شريعت اسلامى گذاشته و به قرآن افترا بستهاند؛ چون قرآن خودش با صراحت نافى اين افتراست؛ به جهت اينكه خداوند متعال در قرآن فرموده: «إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ». [١]
سماء دنيا، طبقه اخيره سماوات سبع است كه پايينتر از آن، همه كواكبند. در نتيجه هر چه متجددين كشف كردهاند كه ميليونها كواكب با آن ابعاد طولانى كه بينشان ذكر نمودهاند، همه آنها از سماء اول پايينتر است و همه سماوات سبع بالاتر از اين كواكب است، و معلوم مىشود بعد از همه اين تفصيلات كوكبيه، بساط ديگرى است.
پس صريح قرآن مخالف گفته بطلميوس است و با كشفيات امروزى كه در كواكب داريم، مخالف نيست و هر گز بشر به قضيه سماوات و طبقات سبع آن نخواهد رسيد و بعد از كشف همه كواكب پايينتر از سماء اول، نوبت به سماء مىرسد؛ پس نوبت آن، متأخر از نوبت كشف همه كواكب است.
و از چيزهاى ديگرى كه براى شيخ مشكل مانده، قضيه تبدل صور عناصر به صورت واحده بوده است و او قائل بوده كه عناصر، صورت واحده پيدا نمىكنند، [٢] و حال آنكه در جاى خود تبدل صور به صورت واحده طبيعيه ثابت گرديده است و گر نه حصول اثر خاصه غير ممكن است. [٣]
و باز از مشكلاتى كه براى شيخ مطرح بوده، جواب سؤال بهمنيار است كه سبب اينكه بعضى قواى نفس، مدرِك و بعضى ديگر غير مدرِك مىباشند چيست، با اينكه
[١] صافات (٣٧): ٦.
[٢] شفا، بخش طبيعيات، ص ٢٠١- ٢٠٧؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٧٥.
[٣] اسفار، ج ٥، ص ٣٢٠- ٣٤٢.