تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
مىكنند و داخل آن جنين مىكنند و آن، يك نفس مجردى است كه قبل از بدن بوده و بعد از بدن هم خواهد بود، ولى شيخ الرئيس اين طور قائل نيست كه نفس از اول بوده است، ولى قائل است كه نفس مجرد، به هنگام بلوغ جنين به اربعة اشهر خلق مىشود، سپس به جنين افاضه مىشود و از هنگام افاضه به جنين تا بقاى بدن و بعد از بقاى بدن باقى است، بدون اينكه ترقى جوهرى كند و علوم اكتسابيه و غير آن از عوارض خارج از ذات، بر آن عارض مىشود. [١]
پس طبق اين عقيده، شيخ نتوانسته است مرتبه برزخيه را درست كرده و معاد را حل كند و حال آنكه اثبات مرتبه برزخيه براى نفس در اثبات معاد جسمانى دخالت تام دارد و بدون اثبات اين مرتبه، ممكن نيست معاد جسمانى را اثبات كرد؛ لذا چون ديگران اين معنى را تصحيح ننموده بودند، كسى را سراغ نداريم كه قضيه معاد جسمانى را برهانى كرده باشد و از روى براهين علميه عقليه آن را اثبات كرده باشد و آخوند رحمه الله اول كسى است كه معاد جسمانى را برهانى كرده است.
از جمله چيزهايى كه براى شيخ مشكل مانده اين است كه او، نفس و صورت و الوان فلك را قديم مىداند و حركت دوريه آن را هم قديم بالنوع مىداند و فقط حركت شخصيه آن را حادث مىداند. [٢]
آخوند رحمه الله مىفرمايد: ما اثبات كرديم كه همه عالم طبيعت از فلكيات گرفته تا هيولاى اولى، من النقص الى الكمال در حركت است و مىفرمايد: هيچ يك از اينها را شيخ تحصيل ننموده است و گفته است: هيولاى عالم، قديم است [٣] و تمام حيثيات افلاك جز حركت شخصيهاش سرمدى است.
ولى طبق بياناتى كه آخوند رحمه الله فرموده معلوم شد كه همه اينها و تمام عالم طبيعت،
[١] رجوع كنيد به: مبدأ و معاد شيخ الرئيس، ص ١٠٧؛ شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٥٣ و بخش الهيات، ص ٥٣٣؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٦٠- ٢٦٣.
[٢] شفا، بخش طبيعيات، ص ١٦٧- ١٧١؛ تعليقات، ص ٤٦، نجات، ص ١٣٨- ١٤٠ و ٢٥٢.
[٣] تعليقات، ص ٣٩ و ٦٧.