تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - توضيحى پيرامون معناى تجرد و سير طبيعى، خيالى و عقلانى نفس
و بالجمله: مرتبه حاسّه و مرتبه خيال در صقع و در مملكت نفس، مثل عالم طبيعت و عالم برزخ كبرى در صفحه اعيان است؛ چنانكه گفتيم در اين دو مرحله از عالم وجود، ماهيت با اصل وجود آن موجود نيست و اصلًا ممكن نيست، بلكه همراه با حيثيات و مراتب كثيره است، پس طبق اين دو مرحله كه در صقع نفس، صورت زيد موجود شد، وجود انسان بما انّه وجود انسان نيست و در اين دو مرحله آن صورت مخلوقه به فعاليت نفس، قابل تحليل به زياده بر وجود و ماهيت است، پس اين دو مرحله، مرحله صدق بر كثيرين نبوده و اصلًا خارج از حيطه اين دو مرحله است كه ماهيت از وجود تجزيه شود، و تجريد ماهيت از وجود، كار خيال و واهمه نيست، بلكه اين تجريد، ملك طلق مرتبه عقل است و نفس، بمرتبتها العقليه مىتواند تجزيه بين اصل وجود و ماهيت آن وجود كند و اين عمل فقط در مرتبه و نشئه عقلانى امكان دارد و در پايينتر امكان ندارد، مگر آنكه انسان گمان كند كه قوه حس تجزيه نموده.
و بالجمله: در اين دو مرتبه، نه وجود، كلى است و نه ماهيت، فقط دو جزئى حقيقى، وجوداً و ماهيةً و غير قابل صدق بر كثيرين است و ماهيت بما انّه ماهيه در اين دو نشئه موجود نشده و نمىشود و محال است ماهيت و مفهوم بما انّه مفهوم موجود شود، و نحوه وجودى كه حاصل خواهد بود صريح وجود ماهيت نبوده و حيثيات مختلفه و مراتب متعدده است.
اما اگر نفس، صورت زيد را به مرتبه عقلانيت و نشئه عقلى ببرد؛ يعنى به فعاليت نفس در آنجا موجود كند، ديگر آنجا جاى جزئى نيست و جاى زيد نيست و لا بد آنجا به نحو كليت و صرافت و صريح وجود بسيط، موجود مىكند، بدون اينكه تعدد حيثيتى باشد، و تشخص صاحب مراتب باشد، بلكه اصل وجود ماهيت مىباشد و ماهيت بما انّه ماهيه موجود مىشود.
و در تحليل عقلى هم، تحليل به اصل الوجود و الماهيه مىشود، و چون وجود صرف و صريح مىباشد، محيط بر همه وجودات پايينتر از اين مرتبه بوده و مقوّم مراتب پايين و انحاء وجودات در عالم برزخ خيالى و در عالم حس بصرى است.