تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٤ - اسباب اختلاف در نفوس
در اختلاف افراد دخالت دارند؛ چون مبدأ تكوّن افراد انسان هستند.
از اينجاست كه مىبينيم اولاد طبقه اشراف و توانگران از نظر ظاهر و جمال، از اولاد طبقه رعايا و برزگران، نوعاً جميلترند، و چنانكه در جمال ظاهرى و بدن و لطافت جسمى، با آنها مختلف هستند لا بد در لطافت روحى و اخلاقى هم مختلف خواهند بود.
و بالجمله: همان طورى كه آن مواد با اين عرض عريض موجب اختلاف مىباشند، اصلاب رجال و روحيات آنها و لقمههاى آنها از حيث حرمت و حليت نيز موجب اختلاف در نطفهها خواهند بود، و رحم امّهات هم از حيثيات مختلف موجب اختلاف در اولاد است؛ از حيث حرارت و برودت، طهارت و پاكى، و از حيث ارتزاقاتى كه در ارحام امّهات حاصل مىگردد، حتى فرح و شادى و غم و غصه و گرفتگى مزاجشان و صحت و سلامت بدنشان، همه در خلقت و خُلق اولاد دخيل مىباشند.
بعد از آنكه طفل از مادر متولد شد، شيرى كه از پستان مادر مىخورد به ويژه شيرى كه در حال پريشانى روح و خاطرِ مادر تناول مىكند يا در حال نشاط و سرور، و تمام اغذيهاى كه مادر مىخورد در وجود او تأثير دارد، بعد خود او هم كه بزرگ و غذاخور شد، همه اينها موجب اختلافات خَلقى و خُلقى مىشود، و سپس اينكه به كدام مكتب و مدرسه مىرود و با چه علوم و روشهايى تربيت مىيابد و با چه اشخاصى رفاقت دارد، همه اينها موجب فرق و اختلاف در بين افراد انسانى مىگردد.
آن كسى كه از اول در اصلاب شامخه و ارحام مطهره قرار گرفته و مثلًا همه آبائش پيغمبر بوده و از آدم ابو البشر به ترتيب سلسله از صلبى به صلبى منتقل شده و همه پدرانش انبيا و مرسلين و يا اوصياى انبيا بودهاند كه با كمال دقت در انتخاب مواد اغذيه، متغذّى شدهاند و همه اخلاق و روحياتشان با ميزان و دستور الهى بوده و اولادشان را با علوم و آداب انسانى تربيت نموده و در تربيت آنها كوشيدهاند، اگر به اين نحو يك نطفه لطيفه در اصلاب شامخه قرار گرفته باشد و از طرف امّهات هم در ارحام