تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧ - كلام محقق طوسى و رد آن
زيرا وجود لوازم كه لازم است و صورتى هم در تعقلشان هست، پس از يك ماهيت دو فرد جمع مىشوند. [١]
محقق خواجه رحمه الله در شرح اشارات جواب داده به اينكه: صفات و لوازم عاقله به دو گروه منقسماند: گروهى كه براى نفس، لِذات النفس لازم است، مثل مدرِك بودن نفس نسبت به ذاتش و حضور ذاتش لذاتش و گروهى كه براى نفس بعد از مقايسه نفس خودش را با اشياء مغاير با خود، واجب است، مثل مجرد بودنش از ماده و موجود نبودنش در موضوع، گروه اوّلى را قبول مىكنيم، كه نفس بايد دائم التعقل باشد مثل مدرك بودنش به ذاتش دائماً.
و اما گروه ثانى را قبول نداريم كه هميشه مدرك باشد؛ براى اينكه شرط آن مقايسه است و در حالت مقايسه خود با همه، مدرِك است به اينكه فى الموضوع است. و اما در حالت عدم مقايسه به جهت فقدان شرط- يعنى مقايسه- مدرك نيست؛ چون واجد شرط نيست. [٢]
مرحوم آخوند مىفرمايد: فرمايش محقق در گروه ثانى براى حلّ اشكال كافى نيست؛ زيرا در موقع مقايسه خود با ماده- مثلًا- چون بايد تصور كند كه خودش در ماده نيست پس صورت ماده و خودش را تصور مىكند، بنا بر اين بايد صورت خود و صورت ماده در او حاصل باشد تا تصديق درست شود؛ به جهت اينكه بدون تصور و حصول صورت موضوع و محمول حكم، تصديق حاصل نمىشود و چون صورت خود را تصور كرد، اجتماع مثلين لازم مىآيد؛ چون صورت ذاتش كه قائم به خودش است اگر صورت خودش را هم كه موضوع است تصور كند، دو فرد از يك ماهيت بدون تمايز فردى جمع مىشوند و اين همان اجتماع مثلين است.
چون فرمايش خواجه مرضى آخوند نيست، لذا خودش مىگويد: ممكن است از
[١] شرح اشارات فخر رازى، ج ٢، ص ٦٣.
[٢] شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٨٤.