تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٧ - ادامه جواب صدر المتألهين به استدلال اهل تناسخ
عين آن است، نه اينكه مراد اين باشد كه عين روح است، بلكه عين بدن و جسم است.
علاوه بر اينكه عين روح، ثابت است و در آنجا خواهد بود، عين اين بدن هم آنجا خواهد بود و در عينيت تغيير نخواهد كرد.
چنانكه الآن عين همان طفلى هستى كه بودى و جسمت عين همان جسم است، نمىگوييم به همان حدّت و شدّت باقى هستى، بلكه اصل الجسميه و اصل البدن بدون اينكه نظرى به قد و تعين و مقدار تو باشد محفوظ است.
و بالجمله: جسم اين شيخ در كهولت همان است كه در طفوليتش بود، منتها در كهولت ترقى كرد، نه اينكه جسم ترقى كرد و چيز ديگر شد. بلكه جسم، در جسميتش مترقى است، نه اينكه به واسطه ترقى، غير جسم مىشود، پس براى جسم يك درجه كمالى در عالم آخرت و قيامت نسبت به جسميت مادى و طبيعى است كه همين جسم طبيعى در جسميتش مترقى به نشئه برزخى است و اين جسم با جسميتش وارد نشئه برزخيه مىشود در حالى كه اصفى از اين جسم خواهد بود.
البته معناى ترقى جسم در جسميت اين است كه همين جسم، اكمل و اصفى و اقوى مىشود و ديگر حكم جسم طبيعى بما انّه جسم طبيعى در آنجا جارى نيست، و ليكن احكام اصل الجسم در آنجا محفوظ است؛ چون همان جسم است، البته در عالم برزخ بدن و جسم ضعيف است نه اينكه ضعيفتر از عالم طبيعت باشد، بلكه جسم و بدن در عالم و نشئه برزخ از اين قوىتر خواهد بود، ليكن نسبت به وقتى كه قيام ساعت شود ضعيفتر خواهد بود؛ چون تا نفس مجذوب عالم طبيعت و مشغول به آن است؛ به خود توجه ندارد كه انشائياتش قوى باشد، و در عالم برزخ هم نفس مجذوب عالم غيب خواهد بود و اين مجذوبيت آن را محو كرده و نمىگذارد توجه به خود و افعال خود به آن نحوى كه بايد داشته باشد و محو عالم بالا و مجذوب روايح آن است؛ لذا جسم و بدنش ضعيف خواهد بود.
وقتى كه پرده ميان برزخ و عالم غيب برداشته شد و غيب مكشوف گرديد و لايق شد كه عالم غيب، بر آن بروز و ظهور تام كند، مجذوبيت تمام مىشود و آنچه را كه