تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٦ - ادامه جواب صدر المتألهين به استدلال اهل تناسخ
تداخل عيب ندارد، تداخل در اجسام مادى ممكن نيست، اما در اجسام مثالى ممكن است و محذورى ندارد؛ چنانكه اگر الآن شما صورت ذهنيهاى به اندازه اين عالم خيال كنى، هيچ عيبى ندارد، با اينكه جسم است؛ زيرا حقيقت جسم اين است كه قابل ابعاد ثلاثه باشد و الآن كه شما يك صورت ذهنيه و لو به اندازه عالم و يا زيادتر از عالم اجسام، تصور مىكنى- با اينكه فعلًا در حقيقت صاحب مقدار است- با چيزى مزاحم نيست.
البته معناى تصور ذهنى، خلاقيت نفس است و چون نفس مجرد است بر تمام عالم احاطه دارد؛ لذا ممكن است كه يك صورت بزرگ مثالى را با اين ذهنى كه كوچكتر از قفس يك بلبل است، تصور كنى، پس اينكه يك صورت بزرگى به بزرگى عالم تصور مىكنى، موهوم و بىواقعيت نيست، بلكه ما تصوره النفس حقيقت دارد؛ منتها در اين عالم آنچه تصور مىكند وجودِ عينىِ خارجىِ صاحبِ اثر كه باقى باشد نيست؛ چون نفس ضعيف است و نمىتواند آن را نگهدارى كند؛ غفلت و اشتغال حاصل مىشود و با غفلت از صورت، صورت معدوم مىشود.
بلكه مىتوان گفت: ما تصوره النفس وجود عينى دارد، منتها عينى بودن آن به اندازهاى ضعيف است كه با كوچكترين غفلت و اشتغال به غير، از بين مىرود، ولى وقتى كه نفس از اين دار بيرون مىرود ما تصوره النفس نيز قوى مىشود و نفس به اندازهاى قوّت دارد كه توجه خود را از ما تصوره و ما خلقه كم نمىكند و حوصلهاش زيادتر از اينجا و ذهول و غفلتش كمتر از اينجاست.
در نتيجه ما مىگوييم كه اجسام مثاليه و لو غير متناهى باشند، مثل اجسام مادى نيستند كه تداخل در آنها امكان نداشته باشد و مزاحمت بينشان واقع گردد؛ تداخل در اجسام مثاليه عيب ندارد و مزاحمتى بين آنها نيست.
پس ما مىتوانيم قائل به اجسام مثاليه غير متناهى باشيم، نه اينكه اجسام مثاليه ماوراى اين اجسام بدنيه است، بلكه عين همين اجسام طبيعيه و ابدان است كه غافل گمان مىكند دوتاست، و الّا آن بدن، همين بدن و همين جسم است و غير از آن نيست،