تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٤ - تقريب برهان بنا بر مسلك آخوند
لا بشرطى تلبّس مىكند و از باب تصادف حصّهاى از حصص هيولى در مجرايى مىافتد كه در حدى از حدود واقعه در طبيعت متوقف نمىگردد و به سدى از سدهاى عالم ماديت برنمىخورد؛ يعنى راهش از خط مستقيمى كه از اول نقطه عالم طبيعت تا آخرين نقطه آن كشيده شده است مىافتد، و قبل از اين نقطه اولى سرحد عدم است و بعد از آن نقطه آخر سرحد عالم ما فوق طبيعت است، و اگر حصّه در مسيرى وارد شد كه آن خط تا يك اندازه از طبيعت است و به يك نقطه از خود طبيعت منتهى مىشود و از آن جاى طبيعت به جاى ديگرى نمىگذرد، هر چيزى كه آن راه را طى كند حركتش از نقطهاى از طبيعت به نقطه ديگر آن است و راهش تمام مىشود و ممكن نيست قدمى به بالاتر بردارد، مگر برگردد و طريق ديگرى را اتخاذ كند.
و توضيح اين مطلب اينكه: در جوهره اين عالم حركتى است كه عبارت است از حركت جوهريه. جوهر اول كه در انزل جوهريت واقع است و حقيقت آن، جوهر بالقوه است و تمام حقيقتش قوه محض است و هيچ فعليتى مگر فعليت قوه ندارد و به طورى ضعيف الوجود است كه وجودش همجوار عدم است و اگر به آن ضعف- كه هيچ ضعفى بالاتر از آن نيست- كمترين ضعفى اضافه شود معدوم خواهد شد. در جوهره اين چنين موجودى كه نقطه آخر عالم طبيعت و مَقبَضُ الفيض است حركتى است؛ زيرا اين هويت قوه تمام فعلياتى است كه ممكن است در دار طبيعت محقق شود، منتها مجارى طبيعيه گوناگون است تا اين قوه به طرف كدام فعليت در جوهره ذات حركت كند، مجراى طبيعيه حركت جوهريه اين قوه تا فعليت حيوانيت مثلًا دو طريق است؛ اگر از يك طريق برود به آن مىرسد، ولى چون آن طريق بن بست طبيعى است ممكن نيست از آن ديگر بالاتر برود، اين است كه اين فعليت را مستقيماً و مستقلًا تحت نظر طبيعى گرفته، مىرود و در آنجا واقف مىشود تا عمرى كه لازم است در آن منزل بنمايد سپرى كند.
اين همان طريق است كه با حركت جوهريه، صورت جسميه و بعد عنصريه و بعد معدنيه و بعد نباتيه، فعليت پيدا نموده و سپس مأكول حيوانى شده و نطفه آن گرديده و