تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠١ - اشكالات وارده بر قائلين به حدوث روحانى نفس
اشكالات وارده بر قائلين به حدوث روحانى نفس
اول اينكه: آنها بين المحذورين العقليين واقع شدهاند؛ زيرا بايد طبق براهين مسلّمه يا از بساطت نفس و يا از حدوث آن دست بردارند؛ چون چيزى كه امكان ذاتى دارد، تأخير فيض به او، يا به جهت نقصان در محل و يا به جهت نقصان در مبدأ فيض خواهد بود و نقصان در لايق نمىشود مگر اينكه ماده داشته باشد و ماده تا مراحل طبيعى خود را سير نكند، استعداد تحصيل نمىنمايد، پس براى تحصيل استعداد، لازم است كه در مجارى مختلفه و با تابش حرارت و نضج در اصلاب و ارحام سير كند تا قابل قبول فيض باشد، و اين جهت نقص كه از ناحيه لايق هست، فقط در آن چيزى است كه صاحب ماده و هيولى باشد و اين گونه نقص در بسايط معنى ندارد، بلكه صرف امكان ذاتى در لياقت حمل فيض، كافى است.
نقصان و قبض فيض در مبدأ فيض هم، تصور ندارد؛ زيرا قبض فيض، به جهت نقصان مستند است و آن عبارت از امكان الفاعليه مىباشد، و ما اثبات كردهايم كه واجب الوجود بالذات بايد واجب الوجود من جميع الجهات باشد، پس واجب الوجود بايد واجب الفاعليه باشد، به جهت اينكه واجب الوجود بودن، مساوق با واجب الفاعليه است؛ چون ما اثبات كردهايم كه مفاهيم عالم و قادر و حىّ و مريد و مدرك و فاعل، همه اينها از مقام ذات بسيط واحد من جميع الجهات انتزاع مىشود و فقط در عالم مفهوم، مغاير هم بوده و مراتب اوصاف، بعضى بر بعضى مقدم است ولى با قطع نظر از مرحله انتزاع، همه از يك مبدأ است، و مصداق همه، شىء واحد بسيط است، و مصاديق اوصاف را غيريت نيست؛ العالم كلّه القادر و القادر كلّه العالم، و الحىّ كلّه المريد، و المريد كلّه الحىّ.
و الحاصل: به كسانى كه قائل به بساطت نفس و حدوث آن به حدوث بدن هستند، اشكالاتى متوجه است.
يكى ديگر از اشكالاتى كه بر آنها لازم مىآيد اين است كه: معلوم است ماده و