معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨١ - لسان قوم
تجربيات آنان است.[١]
كلمه «لسان» به معناى زبان است و واژههاى تبيين بهعنوان هدف بعثت انبيا، نشان مىدهد كه روشنگرى و بيان آشكار حجتهاى الهى تنها در سايهسار هم زبانىها صورت مىگرفته است. طرح مسأله هدايت و ضلالت بهعنوان نتيجه هم زبانى مؤيد اين برداشت است:
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ.
حقيقت دعوت پيامبران از طريق روشنگرى و تعليم و به همان زبان معمولى و رايج صورت مىگرفت، تا حجت الهى بر مردم تمام شود.
آيات ديگرى كه پس از آيه بالا در سوره ابراهيم نازل شد و همگى به درگيرىهاى حضرت موسى (ع) و فرعونيان مىپردازد، همچنين مخالفتهايى كه با ديگر پيامبران صورت گرفته، مؤيد اين معنى است كه «لسان» در اينجا به معنى زبان و لغت قوم است، زيرا اگر موافق معلومات و تجربيات آنان سخن گفته شده بود، جايى براى تهديدهايى از اين دست نبود:
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا فَأَوْحى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ.[٢]
اگر واژه «لسان» به معنى هم افقى با فكر مخاطب و رعايت سطح فرهنگى و تأثيرپذيرى از فرهنگ آنان بود، چنين گفتوگوى انتقادى و چنان موضعگيرىهاى سختى نيز بىمعنى بود. به علاوه واژه لسان در دعاى حضرت موسى (ع)، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي و يا اقرار آن حضرت، مبنى بر فصاحت زبانى هارون وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً[٣] بهطور قطع شاهد صحت فهم مشهور و معروف از «لسان» است.
بله! در تعابير ديگر قرآن از آسانسازى اين زبان ياد شده است:
[١] . رك: محمدعلى ايازى، قرآن و فرهنگ زمانه، صص ٨٢- ٨١.
[٢] . ابراهيم، آيه ١٣.« كسانى كه كافر شدند به پيامبران خود گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمين خود اخراج خواهيم كرد، مگر اينكه به آيين ما باز گرديد؛ در اين حال پروردگارشان به آنها وحى فرستاد كه من ظالمان را هلاك مىكنم.»
[٣] . قصص، آيه ٣٤« و برادرم هارون از من زبانآورتر است.»