معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٥ - ٢ افسانه غرانيق(آيات شيطانى)
معاندان دين اسلام شده است.
در اين منابع آمده است: پيامبر در ميان مشركان در كنار كعبه در آرزوى همبستگى ميان خود و قريش بود و از جدايى با خويشان در نگرانى به سر مىبرد تا اينكه سوره نجم نازل شد. رسول خدا (ص) در هنگام خواندن سوره نجم (در برابر مشركان) وقتى به آيه أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى* وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى (آيه ١٩ و ٢٠) رسيد، شيطان دو جمله را بر زبان پيامبر (ص) بدون آنكه حضرت متوجه شود جارى ساخت كه عبارت بود از
تلك الغرانيق العلي و إن شفاعتهن لترتجي
(آنها پرندگان زيباى بلند مقامى هستند كه اميد شفاعت آنها مىرود) سپس حضرت سوره را ادامه داد تا كامل شد.
در اين هنگام مشركان با شنيدن اين دو جمله، شاد و مسرور گشته و گفتند: محمد تا به حال نام خدايان ما را به نيكى نبرده است. در اين موقع رسول خدا (ص) سجده كرد و آنها نيز سجده كردند. اين خبر به حبشه رسيد و مسلمانانى كه بدانجا مهاجرت كرده بودند از اين خبر خشنود شدند و به اميد زندگى مسالمتآميز به مكه برگشتند. شب هنگام كه پيامبر به خانه برگشت، جبرئيل فرود آمد و از وى خواست تا سوره را بخواند. وقتى پيامبر به آن عبارت رسيد، ناگهان جبرئيلى وى را توبيخ كرد كه ساكت باش! اين چه گفتارى است؟ اين دو جمله از شيطان بوده و من آنها را براى تو نياوردهام. حضرت بسيار ناراحت شد كه شگفتا! من بر خدا دروغ بستهام و چيزى گفتهام كه خداوند نگفته است، چه بدبختى بزرگى! در همين باره آيه ٧٣ تا ٧٥ از سوره اسراء نازل شد:
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا* وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا* إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً.
با نزول اين آيات، حزن و اندوه رسول خدا بيشتر شد؛ پيوسته در ناراحتى بود تا اينكه آيه ٥٢ سوره حج نازل شد:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.