معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٢ - نتيجه
خودِ حيات و زندگى است، نه حكايت از حيات و زندگى![١]
اما در مورد سؤال سوّمى كه مطرح ساختيم، مبنى بر اين كه آيا ويژگىها و پيامدهايى را كه براى زبان گفتارى ذكر شده است، مىتوان در همه قرآن جارى دانست يا نه؟ بايد بگوييم كه اين امور بر همه قرآن قابل تطبيق نيست. نه فهم همه آيات قرآن منوط به قراين حاليه است، و نه همه گزارههاى قرآنى قضاياى خارجىاند. تنها پانزده درصد از قرآن داراى اسباب نزول خاص است كه براى فهم آنها مفسّر به دانستن شرايط تاريخى نزول نياز دارد. بنابراين مىتوان گفت كه آموزههاى قرآن به دو دسته تقسيم مىشود: دستهاى كه مخاطبان آن فراگيرند، و دستهاى كه مخاطبان آن خاص هستند. در نوع اول، زبان قرآن زبانى است متكى بر قراينى حاليه كه مخاطبان زمان نزول كه در محضر پيامبر بودند اصالتاً مورد قصد هستند و برخى از آنها اساساً به آنها نيز اختصاص داشته است. اما در نوع دوّم از آموزهها، همه انسانها مخاطب قرآن هستند. البته در قضاياى نوع اول نيز پيامهايى براى همگان وجود دارد، همان طور كه در نقل داستانهاى تاريخى پيشينيان پيامهايى وجود دارد كه به خاطر همان پيامها است كه قرآن به حكايتِ آنها پرداخته است.
نهايت آن كه، شايد اصطلاح گفتارى و نوشتارى، با توجه به معانى خاصِ كاربردىشان در زبانشناسى، اصطلاح مناسبى براى تعيين و نامگذارى زبان قرآن نباشند. بايد ويژگىهاى زبانشناختى و معناشناختى قرآن را استخراج و آنگاه قضاوت كرد كه قرآن كدام يك از ويژگىهاى زبانِ گفتارى و كدام يك از ويژگىهاى زبانِ نوشتارى را دارد. قرآن كريم، يك متن ويژه است كه شايد نتوان آن را در يكى از قالبهاى خاص زبانى تعريف كرد.
نتيجه
از آنچه گفته شد مىتوان به موارد زير بهعنوان نتيجه اشاره كرد:
١. آيتالله معرفت در آثار خود به چند موضوع از موضوعات مربوط به
[١] . سيد قطب، تصوير فنّى نمايش هنرى در قرآن، صص ٥٧- ٥٦.