معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٦ - پاسخ ادعاى مستشرقان
اى موسى اين منم پروردگار تو پاىپوش خويش بيرون آور كه در وادى مقدس طوى هستى و من تو را برگزيدهام پس به آنچه وحى مىشود گوش فرا ده. منم من خدايى كه جز من خدايى نيست، پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپادار.
سپس به او دستور داده مىشود:
وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ ...
و عصايت را بيفكن، پس چون آن را همچون مارى ديد كه مىجنبد [ترسيد و] و به عقب برگشت و [حتّى] پشت سر خود را نگريست.
از اين جهت مورد عتاب قرار گرفت:
يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ؛[١]
اى موسى نترس كه رسولان در نزد من نمىترسند.
بدين ترتيب به محض ايجاد ترس، عنايت الهى شامل حال پيامبر الهى گشته، او را از هرگونه هراس رها كرده است. اين يك قانون كلّى است. هر كه در آن جايگاه شرف حضور يافت، از چيزى خوف ندارد، زيرا در سايه عنايت الهى قرار گرفته و در فضايى امن و آرامش بخش استقرار يافته است.
براى آن كه ابراهيم خليل الرحمان (ع) آرامش و عيناليقين پيدا كند، پرده از پيش روى او بركنار شد تا حقايق عالم ملكوت بر او مكشوف شود:
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛[٢]
و اين گونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقينكنندگان باشد.
آيات فوق نشان مىدهند كه پيامبران در محضر الهى داراى بينشى روشن و عارى از هرگونه شك و ريب هستند، هم چنين ملكوت آسمانها و زمين بر آنان منكشف گرديده است تا از موقنين شوند. آيا پيامبر اسلام از اين قانون مستثنى بود تا در چنان موقع حساس و سرنوشتساز به خود رها شود! به خويشتن گمان بد برد و در بيم و هراس به سر برد؟
آيا پيامبر اسلام مقامى كمتر از مقام موسى و ابراهيم خليل داشت تا عنايتى
[١] . نمل، آيه ١٠.
[٢] . انعام، آيه ٧٥.