معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٥ - ٣ ١ روش كشف جامعيت قرآن
ج. روش عقلى، از راه دلايل نياز انسان به وحى كه حكما[١] و عرفا[٢] و متكلمان[٣] آوردهاند.
دو روش نخست برون متنى كه نتيجهشان ضيق بودن قلمرو قرآن است در بهدست آوردن قلمرو قرآن كريم كافى نيستند؛ زيرا در روش انتظار بشر از دين ادعا شده است كه قرآن به نيازهاى انحصارى پاسخ مىدهد و با مشخص كردن تمام نيازهاى اصيل انسان از طريق انسانشناسى تجربى و شمردن نيازهاى پاسخ داده شده توسط دانش بشرى، مىتوان قلمرو قرآن را بهدست آورد. در ادامه خواهد آمد كه جناب استاد معرفت رضوان الله تعالى عليه انحصار قلمرو قرآن در نيازهاى انحصارى را نمىپذيرد، افزون بر آن با عنايت به دو ساحتى (بدن و روح) و دو نشئهاى (دنيوى و اخروى) بودن زندگى انسان، اولًا، انسانشناسى تجربى نمىتواند تمام نيازهاى انسانى را مشخص كند؛ ثانياً، پاسخگويى دانش بشرى به نيازهاى بشر ممكن است در مسير كمال انسانها نباشد. روش تجربه تاريخى قرآن كريم نادرست است، زيرا آنچه در جامعه نمود دارد، فهم انسانها از قرآن است كه اجرا مىشود و مورد عمل قرار مىگيرد. جز در دوران كوتاه بعد هجرت حضرت محمد (ص) در مدينه،[٤]
[١] . ابونصر محمّد فارابى، انديشههاى اهل مدينه فاضله، صص ٣٥٣- ٣٥١، ابن سينا، النجاة، صص ٢٠٥- ٤٩٨؛ الشفاء: الالهيات، صص ٤٤٣- ٤٤١؛ ملا صدرا، الشواهد الربوبيّه، تصحيح سيد جلالالدين آشتيانى، صص ٣٦٠- ٣٥٩؛ نيز دكتر جواد مصلح، ترجمه و شرح الشواهد الربوبيه، ص ٤٩١. سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ١٣؛ سيدمحمّدحسين طباطبايى، شيعه در اسلام، صص ٨٣- ٨٠ و مباحثى در وحى و قرآن، صص ٥٥- ٥١.
[٢] . ملا عبدالرزاق فياض لاهيجى، گوهر مراد، صص ٣٦٣- ٣٦٢؛ و نيز همو، نصّ النصوص فى شرح فصوص الحكم محىالدين عربى، ص ١٤٨.
[٣] . ر. ك: ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسى، الاقتصاد: الهادى الى طريق الرشاد، صص ١٥٣- ١٥٢؛ نيز مرتضى علم الهدى، الذخيره، ص ٣٢٣.
[٤] . كه در نتيجه جامعه اسلامى قرنها صدرنشين جهانيان شد.« گوستاولوبون» يكى از دانشمندان غربى، با اعتراف به برترى علمى جوامع مسلمان از جوامع غربى طى چندين قرن، گويد: تقريباً حدود ٥ الى ٦ قرن، تنها كتابهاى علمى كه در دانشگاههاى اروپا تدريس مىشد؛ همان كتابهايى بود كه از زبانهاى عربى به لاتين ترجمه شده بود. وى- اين عظمت مسلمانان را در سايه عمل به قرآن و شريعت اسلام مىداند.( گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص ٧٧.)« ويل دورانت» نيز اسلام را طى پنج قرن( از سال ٨١ تا ٥٩٧ هجرى قمرى) از لحاظ نيرو، نظم، بسط قلمرو حكومت، تصفيه اخلاق، سطح زندگانى، پيشتاز جهان معرفى مىكند.) ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج ٤، ص ٤٣٢.)