معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٣ - ب بررسى سندى و تناقضات محتوايى
شاهد نبودهاند.[١] لذا روايت اين داستان مرسله است.
٢. اختلاف نقلهايى كه در اين داستان ديده مىشود، خود گواه بر ساختگى و جعلى بودن آن مىباشد. چنانكه در يكى از نقلها آمده است:
خديجه خود به تنهايى نزد ورقة رفت. و در ديگرى آمده است كه پيامبر را با خود برد. در سومى آمده كه ورقة خود پيامبر را در حال طواف ديده و در نقل چهارم مىگويد ابوبكر بر خديجه وارد شد و گفت: محمد را نزد ورقة روانه ساز.
اين اختلاف متنها به حدى است كه هر فرد مراجعهكنندهاى متحير مىماند كدام را باور كند. از طرف ديگر اين اختلافها به گونهاى است كه نمىتوان بين آنها سازش ايجاد كرد.
٣. در متن بيشتر نقلهاى اين داستان، علاوه بر آنكه نبوت پيامبر را نويد داده، در ادامه گفتههاى ورقة بن نوفل آمده است كه هرگاه دوران بعثت او را درك كنم، به او ايمان آورده، او را يارى و نصرت خواهم كرد. در صورتى كه اكثر مورخان گفتهاند كه او پس از بعثت نيز زنده بود، ولى ايمان نياورد، تا از دنيا رفت. اين نشان دهنده تعارض بين دو دسته از اخبار و ساختگى بودن داستان مىباشد.
در متن بيشتر نقلها علاوه بر آنكه نبوت پيامبر را نويد داده، آمده است:
ولئن ادركت ذلك لا نصرنك نصراً يعلمه الله
يا
فان يبعث و انا حي فساعزره و انصره و اؤمن به ...
هرگاه دوران بعثت را درك كنم به او ايمان آورده و او را يارى خواهم كرد.
محمد بن اسحاق سيره نگار معروف نيز اشعارى از ورقة مىآورد كه كاشف از ايمان راسخ وى به مقام رسالت است.[٢] غافل از آنكه ورقة تا ظهور دعوت حيات داشت، ولى هرگز به دين مبين اسلام مشرف نگرديد. و مات كافراً در
[١] . سند ديگرى نيز طبرى نقل مىكند اما ارسال آن بيش از سند فوق است. ر. ك: هر دو سند، تاريخ طبرى، ج ١، صص ٣٢٦- ٣٢٥.
[٢] . سيره ابن هشام، ج ١، ص ١٢٣.