معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٢ - ٤ ترجمه قرآن بين جواز و منع
غير مسلمان بوده است؛ زيرا مىبايست با مردم هر قومى به زبان خودشان سخن گفت.[١]
اما از لحاظ نظرى مسأله جواز يا عدم جواز ترجمه قرآن به زبانهاى ديگر مورد بحث و گفتوگوى دانشمندان اسلامى در يكى دو قرن اول قرار نگرفته است. البته فقهاى مذاهب در باب قرائت قرآن به زبانهاى ديگر فتواهاى مختلفى بر اساس مبانى فقهى خود ابراز كردهاند.[٢] مثلًا گفته شده در مذهب شافعى قرائت قرآن چه در نماز و چه در غير نماز جايز نيست. همچنين همين قول از مالك، احمد و ابوداود نقل شده است.[٣]
به ابوحنيفه قول به جواز قرائت قرآن به فارسى- چه در نماز و چه در غير آن- نسبت داده شده است، ولى زمخشرى اين اجازه را مثل عدم اجازه دانسته است؛ زيرا ابوحنيفه اين حكم را مشروط به شرطى كرده كه تحقق آن امكان ندارد؛ و آن شرط اين است كه در صورتى مىتوان قرآن را به فارسى قرائت كرد كه معانى را بهصورت تمام و كمال و بدون فروگذارى چيزى از فصاحت، بلاغت و ... ادا كرد:
أجاز ابوحنيفة القرائة بالفارسية علي شريطة و هي ان يؤدي القارئ المعاني علي كمالها من غير ان يجزم منها شيئا قالوا و هذه الشريطة تشهد أنها اجازة كلا اجازة لان في كلام العرب خصوصا في القرآن الذي هو معجز بفصاحته و غرابة نظمه و أساليبه من لطائف المعاني و الاغراض ما لا يستقل بادائه لسان من فارسية و غيرها.[٤]
زركشى و سيوطى نيز از رجوع ابوحنيفه از قول به جواز ياد كردهاند:
لكن صح عن أبي حنيفة الرجوع عن ذلك.[٥]
اجماع فقهاى شيعه نيز بر عدم كفايت ترجمه در قرائت نماز است و قرائت
[١] . تاريخ قرآن، ص ١٨٧.
[٢] . مختصر اختلاف العلماء، ج ١، ص ٢٦٠؛ فخر رازى، التفسير الكبير، ج ١، ص ١٧١.
[٣] . زركشى، مناهل العرفان، ج ٢، ص ١١٥؛ سرخسى، المبسوط، ج ١، ص ٣٧.
[٤] . محمد بن محمد الزمخشرى، الكشاف فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ٢٨٤.
[٥] . بدرالدين الزركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٤٦٥؛ جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٩٠.