معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٥ - پاسخ ادعاى مستشرقان
پر واضح است كه اين جواب نمىتواند همه پرسشهايى را كه از اين داستان ناشى شده، پاسخ گويد، لذا ديدگاه ديگرى در ارتباط با اين داستان وجود دارد كه اصل داستان و اصالت آن را مورد ترديد جدى قرار مىدهد.
استاد معرفت مىنويسد:
اين داستان يكى از دهها داستان ساخته شده كينهتوزان دو قرن اوّل اسلام است كه خود را مسلمان معرفى نموده با ساختن اينگونه حكايات افسانهآميز ضمن سرگرم كردن عامه، در عقايد خاصه ايجاد خلل مىكردند و تيشه به ريشه اسلام مىزدند. در سالهاى اخير نيز دشمنان اسلام اين داستان و داستانهاى مشابه از جمله داستان آيات شيطانى را دستآويز خود قرار داده، بر سستى پايههاى اوليه اسلام شاهد گرفتهاند.
چگونه پيامبرى كه مدارج كمال را صعود نموده از مدتها پيش نويد نبوّت را در خود احساس كرده، حقايق بر وى آشكار نشده است در حالى كه بالاترين و والاترين عقول را در خود يافته است انّ الله وَجَدَ قلب محمد افضَلَ القُلوبَ و اوعَاهَا فاختارَهُ لِنبوَّته چگونه انسانى كه چنين تكامل يافته است در آن موقع حساس نگران مىشود و به خود شك مىبرد، سپس با تجربه يك زن و پرسش يك مرد كه اندك سوادى دارد، اين نگرانى از وى رفع مىشود، آن گاه اطمينان حاصل مىكند كه پيامبر است؟! اين داستان علاوه بر آنكه با مقام شامخ نبوّت منافات دارد با ظواهر آيات و روايات صادره از اهل بيت عليهم السلام نيز مخالف است.[١]
استاد معرفت پس از ياد كرد سخن قاضى عياض و امين الاسلام طبرسى در ردّ اين داستان، اين چنين ادامه مىدهد:
بهطور كلّى آيات قرآنى بر اين نكته تصريح دارند كه پيامبران الهى از آغاز وحى پيامها را به روشنى دريافت نموده و دچار شك و ترديد نمىشوند. مقام حضور در پيشگاه حق جايگاهى است كه در آن وهم و ترس راه ندارد. موسى (ع) در آغاز بعثت مورد عنايت خاص پروردگار قرار گرفته، به او خطاب مىشود:
يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي؛[٢]
[١] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٣٢
[٢] . طه، آيات ١٤- ١١.