معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٢٦ - مسلمانان و تاريخگذارى قرآن
سورههاى نساء، ممتحنه، فتح و زلزله را به ترتيب پس از آن قرار داد و سورههاى حج و مجادله را به ترتيب پس از سوره بينه جاى داد. او برخلاف دروزه كه سوره فاتحه را در ابتداى سورههاى مكى قرار داده بود، اين سوره را در ابتداى سورههاى مدنى نهاد.
اشكال مهمى كه در آثار اين سه نفر ملاحظه مىشود، اهميت دادن بيش از اندازه به روايات اسباب نزول است. دروزه كمتر و دو نفر ديگر بيشتر به اين روايات تكيه كرده و بر اساس آنها آيات به هم پيوسته بسيارى از سورهها را از هم بريده و به تاريخهاى گوناگون و دور از هم متعلق دانستهاند.
در اينجا به جا است تلاش مهندس بازرگان نيز درباره تاريخگذارى قرآن كه در كتابى به نام سير تحوّل قرآن گزارش شده است، معرفى و نقد شود. او به روايات ترتيب نزول و اسباب نزول و سيره و حتى شاخصهاى معتبر قرآنى كه قابل اعتمادترين منابع تاريخگذارى قرآن به شمار مىروند، بىاعتنايى كرد. بهانه او اين بود كه روايات چندان مطمئن و اجماعى نيستند؛ به علاوه براى همه آيات قرآن نقل نشدهاند. وى تنها يك شاخص قرآنى را به نام «طول متوسط آيات» اساس تاريخگذارى قرآن قرار داد. تلقى او اين بود كه طول متوسط آيات به تدريج همگام با پيشرفت رسالت پيامبراسلام (ص) افزودهتر مىشده است.[١] البته اين تلقى به لحاظ كلى با نقلهاى معتبر تأييد مىشود و مىتوان پذيرفت كه تقريباً طول متوسط آيات سورههاى اوليه از سورههاى بعدى درازتر است؛ اما اين كه طول متوسط آيات سورهها بهطور ميلىمترى افزايش پيدا مىكرده است، دليلى ندارد؛ چون نه عقل حكم مىكند كه چنين بوده باشد و نه در هيچ آيه يا روايتى اين نكته آمده است. پنهان نيست كه مبناى نظر دانشمندان اسلامى در زمينه افزايش طول آيات سورهها ملاحظه مضامين آيات به انضمام روايات ترتيب نزول و اسباب نزول بوده است. بىترديد اگر اين مستندات نبودند، چنين مبنايى هم از سوى دانشمندان اسلامى اختيار نمىشد. اين مستندات بهويژه روايات ترتيب نزول نيز هرگز اين معنا را
[١] . بازرگان، سير تحول قرآن، ج ١، ص ١٥.