معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩٥ - نگاه ويژه استاد معرفت
احكام است؟ و آيا فقه به معنى خاص آن و با تعريف ويژه آن در مقابل عقايد، اخلاق و تاريخ وجود دارد يا خير؟ آيا با اين رويكرد باز هم همه قرآن آياتالأحكام است؟ قطعاً اينگونه نيست، زيرا روايات بيانگر تقابل احكام و فرايض با ديگر معارف است چنانكه در روايتى از امام اميرالمؤمنين (ع) مىخوانيم كه فرمود:
نَزَلَ القُرآنُ اثْلاثَاً: ثلث فينا و في عدونا، ثلث سنن و امثال وَ ثْلثٌ فَرائِضٌ وَ احكَامٌ؛
يكسوم درباره ما و دشمنان ما است، يكسوم سنتها و امثال است، و يكسوم فرايض و احكام است.[١]
در برخى از روايات تقسيم رباعى صورت گرفته است.[٢] قرآن نيز ايمان را در كنار عمل قرار داده و فرموده است:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ[٣]
آيه فوق كه بيانگر تغاير اعتقادات با اعمال است. اگر سخن از يكى بودن ايمان با عمل صالح به ميان مىآيد، بحث در جزئيت عمل صالح با ايمان است، نه حكمى و فقهى بودن اعتقادات و اخلاقيات. مؤيد اين سخن اين است كه خود استاد رساله عمليه را بهعنوان اثر فقهى محض با فتاوى فقهى عرضه كردند.
نكته ديگرى كه در كلام استاد وجود دارد اينكه ما بايد كل دين را احكام بدانيم! از يك زاويه سخن درستى است؛ زيرا همه مسائل اعتقادى را نيز هرچند به حكم عقل به نحوى مىتوان در دايره بايد و نبايد، و وجوب و حرمت قرار داد. يعنى بايد به خدا ايمان داشت، شرك حرام است. بايد نبوت و رسالت را پذيرفت، انكار نبوت و تكذيب پيامبر (ص) ممنوع است. بايد به معاد، قيامت، بهشت و دوزخ معتقد بود و نبايد آنرا انكار كرد و ... اما تفاوت
[١] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٤٢٨.
[٢] . از جمله: روايت امام صادق( ع) مىفرمايد:
« نَزَلَ القُرآنُ ارْبَعَةَ اربَاعٍ رُبْعٌ حَلالٌ، و رُبْعٌ حَرامٌ وَ رُبعٌ سُنَنٌ وَ احكَامٌ ...»
محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٤٢٧.
[٣] . نحل، آيه ٩٧.