معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩ - گفتارى يا نوشتارى بودن سبك بيانى قرآن
مىگويد، از اشخاص حقيقى خارجى و رويدادهاى واقعى سخن گفته، و اگر از حالات و صفات كسانى در گذشته و اكنون، تصويرى ارائه داده، از واقعيّتى انكارناپذير شاهد گرفته، نه فرضيه و خيالپردازى. هرگز! زيرا از صرف خيال يا فرض، نتوان پايهاى استوار ساخت، يا از وَهْم وحَدْس، بنيادى پابرجا بنا نهاد. همچنين آنچه از پس پرده غيب گزارش مىكند، عين واقعيت است كه در قالب استعاره و تشبيه در آمده، و از هر گونه فرض و خيال به دور مىباشد، گرچه انسانها با اين ابزار ادراك، كه در اختيار دارند، نمىتوانند به چگونگى آن پى ببرند، ولى اصل آن امرى ثابت و حقيقى است. اگر از فرشتگان سخن گفته، و از بالهاى متعدّد: دو، سه و چهار، گزارشى دارد، كنايه از تعدّد و تنوّع نيروهاى كارآمد فعّال اين كارگزاران الهى مىباشد، و عين واقعيت است.[١]
گفتارى يا نوشتارى بودن سبك بيانى قرآن
آيتالله معرفت در كتاب التفسير الاثرى الجامع، اين بحث را مطرح كردهاند كه آيا سبك قرآن سبكى گفتارى (خطابى) است يا نوشتارى؟ ايشان در آغاز، تفاوت بين اين دو سبك را چنين بيان كردهاند:
سبك نوشتارى، مستلزم هماهنگى و انسجام در ميان جملهها و عبارتها است و وحدت موضوع و سياق در متن است، بهطورى كه متن، داراى موضوع معينى باشد و نويسنده توجه خود را از آن موضوع به موضوع ديگرى منصرف نسازد، و جز بر قراين متّصل، بر قراين ديگر تكيه نزند. همچنين از ديگر ويژگىهاى سبك نوشتارى آن است كه مخاطبانِ آن، فرد يا افرادِ خاصى نيستند، بلكه براى همه آنهايى نوشته مىشود كه مىخواهند در باره موضوعِ مورد بحث آگاهى پيدا كنند، چه آنها كه در آن زمان حاضر هستند و چه آنها كه بعداً مىآيند. از اين رو، گزارههاى موجود در چنين سبكى، گزارههايى است كه در اصطلاح منطق، گزارههاى حقيقى گفته مىشود. سبك گفتارى، داراى ويژگىهايى به عكسِ اين ويژگىها است؛ به اين معنا كه در آن، تنها وضعيت مخاطبانى در نظر گرفته مىشود كه بهطور شفاهى در حينِ خطاب حضور دارند. از اين رو در سبك خطابى، گوينده مىتواند بر قرينههايى اعتماد ورزد كه
[١] . محمدهادى معرفت، نقد شبهات پيرامون قرآن كريم، صص ١٥١- ١٥٠.