معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٥ - سير تحول هرمنوتيك
علم هرمنوتيك به منزله مبناى روششناختى براى علوم انسانى
علم هرمنوتيك در مدرسه ويلهلم ديلتاى، دانشى مضبوط و بنيادين است كه مىتواند مبناى تمام علوم انسانى قرار گيرد.
علم هرمنوتيك به منزله پديدارشناسى «دازاين» و پديدارشناسى فهم وجودى
مارتين هايدگر با بهرهگيرى از روش پديدارشناسى استادش هوسرل به مطالعه پديدارشناختى هستى پرداخت و كتاب هستى و زمان را در سال ١٩٢٧ منتشر ساخت. علم هرمنوتيك در مدرسه هايدگر نه به قواعد تأويل متن اشاره دارد و نه به روششناسى علوم انسانى، بلكه به توضيح پديدارشناختى وجود انسان مىپردازد و در نهايت، علم هرمنوتيك را به هستىشناسى فهم منتهى مىسازد. البته هانس گئورگ گادامر، علم هرمنوتيك هايدگر را در اثرى نظاممند در باب هرمنوتيك فلسفى در كتاب حقيقت و روش (١٩٦٠) به منصه ظهور درآورد. وى نخستين گزارش تاريخى بايسته از علم هرمنوتيك را بهدست مىدهد.
علم هرمنوتيك به منزله نظام تأويل
پل ريكور در كتاب در باب تأويل تعريفى از هرمنوتيك ارائه مىكند كه مشير به توجه به تفسير متن به منزله عنصرى متمايز و تعريف كننده در علم هرمنوتيك است. مراد ريكور از هرمنوتيك، نظريه قواعد حاكم بر تفسير يا به عبارت ديگر، تأويل متنى خاص يا مجموعهاى از نشانهها است كه به منزله متن ملاحظه مىشود.
سير تحوّل هرمنوتيك
خوانندگان از مباحث گذشته دريافتند كه اصطلاح هرمنوتيك چه تطورى يافته و از كتاب علم هرمنوتيك پالمر، معانى ششگانه آن نيز بهدست آمد. به