معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٣٤ - مشخصه يك وحى مستقل قرآنى
مستقلى بوده است؛[١] چون با «واو عطف» آغاز شده و در ميان متون موجود فصحاى عرب- اعم از شعر و نثر- هيچ كلام مستقلى به چشم نمىخورد كه با آن شروع شده باشد. ناگفته نماند كه فرض استينافى بودن آن نيز نزول مستقل آن آيه را توجيه نمىكند؛ چون در ميان متون عربى كه در دست است، هيچ كلام مستقلى يافت نمىشود كه با «واو استيناف» آغاز شده باشد.
دومين خصوصيت اين است كه معناى كاملى داشته باشد و مخاطب پس از شنيدن آن، در معنايش سرگردان نشود و به روشنى به مقصود پى ببرد. بر اين اساس براى نمونه نبايد قبول كرد كه پنج آيه نخست سوره علق، وحى مستقلى بوده است؛ چون در آن معناى كاملى كه مخاطب در معنايش سرگردان نشود، ملاحظه نمىشود. در اين آيات جز فرمان قرائت به اسم ربّ و اوصاف ربّ چيز ديگرى ياد نشده است و اين معناى كاملى را القاء نمىكند؛ چون هر مخاطبى با شنيدن آن به روشنى و درستى به مراد متن پى نمىبرد و در نمىيابد كه چه چيزى را بايد قرائت كند. پنهان نيست كه فرمان قرائت به كسى دادن در صورتى موجه مىنمايد كه متنى را بهصورت مكتوب يا محفوظ نزد خود داشته باشد؛ به اين ترتيب با فرض اين كه پنج آيه اول سوره علق بهصورت شفاهى نازل شده و قبل از آن نيز متنى بر پيامبر اسلام (ص) نازل نشده است، فرمان قرائت معناى روشنى نخواهد داشت و تكرار فراوان اين فرمان نيز ذهن هيچ مخاطبى را نمىتواند به خود اين پنج آيه توجه دهد؛ به علاوه به فرض آن كه ذهن پيامبر اسلام (ص) بر اثر تكرار فرمان قرائت به همين پنج آيه توجه پيدا كند، باز با قرائت آن پنج آيه به پيام تام و روشنى دست پيدا نمىكند و براى كسى كه به پيامبرى براى قومى مبعوث شده و لزوماً بايد براى آنان پيام روشن و هدايتبخشى داشته باشد، هرگز موجه نمىنمايد كه چنين متن ناقصى بر او نازل شود.
[١] . جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٥٧؛ بدرالدين الزركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ١، صص ٢٦٨- ٢٦٦؛ محمد عبدالعظيم الزرقانى، مناهل العرفان فى علوم القرآن، ج ١، صص ١٠٠- ٩٦.