معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٤٤ - اولين وحى قرآنى
سوره به سبك سخن گفتن بشر با خدا است؛ اما ساير سورهها به سبك سخن گفتن خدا با بشر است. بر اين اساس اگر قرآن را به معناى خواندن وحى از سوى خدا بر بشر تلقى كنيم، بايد بگوييم سوره حمد، قرآن- با اين معناى خاص- نيست؛ اما ساير سورهها، قرآناند. سوره حمد بهعنوان يك متن دعايى در همان آغاز بعثت به پيامبر تعليم داده شد كه آن را در نماز- كه نوعى دعا است- بخواند؛ اما ساير سورهها براى اين منظور نازل شدند كه پيامبر اسلام (ص) را متناسب با شرايط و مقتضيات و سؤالات مردم راهنمايى و تثبيت قلب كنند. به اين ترتيب منافاتى نخواهد داشت كه بگوييم، در ٢٧ رجب سال اول مبعث سوره حمد به پيامبر اسلام (ص) تعليم داده شد كه بهعنوان يك متن دعايى در نماز بخواند. پيامبر (ص) به نماز خواندن خود ادامه مىداد تا اين كه سركرده مشركان به نام ابوجهل او را از نماز خواندن بازداشت و ايجاب كرد كه خداوند حدود دو ماه بعد يعنى در شب قدر ماه رمضان همان سال سوره علق را بهعنوان اولين وحى قرآنى بر پيامبر (ص) نازل كند و طى آن او را راهنمايى و تثبيت قلب كند.
ثالثاً، بقيه سوره علق كه با لفظ «كلا» آغاز شده است، حاكى از وابستگى آن به آيات آغازين سوره علق است؛ چون در هيچ يك از متنهاى عربى شناختهشده ديده نشده است كه يك كلام مستقل اعم از شعر و نثر با لفظ «كلا» شروع شده باشد؛ لذا شايسته است كل سوره علق دفعىالنزول دانسته شود. با دفعىالنزول دانستن سوره علق نمىتوان پذيرفت كه سوره حمد بعد از آن نازل شده باشد؛ چون در اين سوره از نماز خواندن پيامبر اسلام (ص) سخن رفته و با توجه به اين كه هيچ نمازى بدون سوره حمد نه جايز است و نه مسبوق، بايد گفت كه بايد سوره حمد قبل از سوره علق نازل شده است. جالب آن كه او پذيرفته است كه پيامبر اسلام (ص) به همراه على (ع) و خديجه از همان آغاز مبعثش نماز مىگزارده است و هيچ نمازى بدون سوره حمد سابقه ندارد؛ اما در عين حال از نزول سوره حمد بعد از سه سال دوره دعوت پنهانى سخن گفته است.