معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٦ - مهمترين محورهاى اختلاف قرآن و عهدين درباره پيامبران
نكوهشهايى كه هرگز شايسته بندگان مخلص الهى نيست.
سپس استاد به يادكرد توصيف پيامبران در تورات مىپردازد و مىنويسد: در نگاه تورات، نوح شيخالانبياء، مردى شرابخوار و بىآبرو است كه از هيچ زشتى و پلشتى پروا ندارد.
ابراهيم خليلالرحمان را در تورات مردى مىبينيم كه همسر زيبايش ساره را تنها براى چند صباح زندگى معامله مىكند.
داستان طوفان نوح در سفر تكوين به تفصيل و به گونهاى اساطيرى آمده و در آن چيزهايى ديده مىشود كه با خرد و واقعيات زندگى متناسب نيست، چه رسد به رمز و رازهاى حكمتآميز جهان وجود.[١]
در تورات، آنكه ابراهيم مأمور به قربانى كردن او بود، اسحاق معرفى شده است و حال آنكه قرآن او را اسماعيل مىداند.
باب ١٩ سفر پيدايش تورات، كارهايى را به لوط مىدهد كه قلم از نگارش آن شرم دارد و از افراد عادى جامعه هم بعيد است، چه رسد به پيامبر الهى. اما قرآن در شأن والاى لوط آياتى دارد كه بر پيراستگى او گواهى مىدهد.
وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ. وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ؛[٢]
و لوط را (به يادآور) كه به او حكومت و علم داديم؛ و از شهرى كه اعمال زشت و كثيف انجام مىدادند، رهايى بخشيديم؛ چرا كه آنها مردم بد و فاسقى بودند! و او را در رحمت خود داخل كرديم؛ و او از صالحان بود.
وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ. إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ. إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ.[٣]
تورات يعقوب را چنان تزويرگر معرفى مىكند كه با حيله و نيرنگ، پيامبرى را از برادرش عيسو كه قبلًا از سوى پدر نامزد اين مسئوليت شده بود، مىربايد و بر اساس اين بازى كودكانه، پيامبرى از اسحاق به يعقوب انتقال يافت!
[١] . استاد به تفصيل به موضوع طوفان نوح پرداخته كه به جهت رعايت اختصار به همين مقدار بسنده مىكنيم.
[٢] . انبياء، آيات ٧٥- ٧٤.
[٣] . صافات، آيات ١٣٤- ١٣٣.