معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٧ - ١٦ ٥ چشمزخم
آن است كه سحر امرى غيرواقعى است و ساحران فرعونى چنان امر غيرواقعى را ساخته و پرداخته كردند كه گمان مىرفت ريسمانها و عصاهاى آنان تكان مىخورد. پس قرآن واقعيتى براى سحر آنان بيان نكرده است. همچنين عرب نوعى از زينت و زيورآلات بَدَلى را مسحور مىنامد؛ يعنى بدليجاتى كه چشمها را مىفريبد و واقعيت ندارد.[١]
حضرت استاد معرفت با بيان انواع هشتگانه سحر، نتيجه مىگيرد كه هيچ يك از انواع مذكور، واقعيتى به معناى تأثير در جريان مسير طبيعى امر، بهگونهاى خارقالعاده نداشته و ندارد. معتزله اساساً سحر را جز بهصورت شعبده و چشمبندى انكار كردهاند، هر چند اشاعره (اهل سنت) اعتقادى وحشتناك به واقعيت سحر دارند. اين اعتقاد نيز هماكنون البته در ميان دانشمندان معاصر اشعرى نظير محمد عبده، شيخ مراغى و سيد قطب كه اهل تحقيقاند، مردود شمرده شده است.[٢]
نكته ديگر آنكه نيروى خارقالعادهاى در انسان وجود دارد كه مىتواند آن را با تمرين و رياضت در جهت اهداف والاى رحمانى يا اهداف پست زمينى رشد دهد. پيامبران و اوليا و شايستگان، با رويكرد اول، به مقامات بلند دست مىيابند و چه بسا جهان وجود به تسخيرشان در آيد؛ اما رويكرد پست دوم را اهل رياضت با ترك شهوت نفسانى و لذات زندگانى و اعمال شاق و كارهاى سخت كه خدا نفرموده، در پيش مىگيرند و از آن در اين جهان بهرهبردارى مىكنند.[٣] و البته اين امور با سحر و ساحرى مربوط نمىشود.[٤]
١٦. ٥. چشمزخم
در قرآن هيچ سخن يا اشارهاى به چشمزخم نيست و آيه ٦٧ سوره يوسف كه از زبان يعقوب (ع) حكايت مىكند:
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، ص ٢٠٤؛ ترجمه ص ٢٥٢.
[٢] . ر. ك: همان، صص ٢١٥- ٢٠٥؛ ترجمه فارسى، صص ٢٥٨- ٢٥٣.
[٣] . ر. ك: همان، صص ٢٢٠- ٢١٥؛ ترجمه فارسى، صص ٢٦١- ٢٦٥.
[٤] . همان.