معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩٦ - ٣ نزاهت حضرت ابراهيم(ع)
طبع حقيقتپژوه و انصاف علمى آيتالله معرفت چنان است كه ايشان را از توجه به آراى انديشمندان اهل تسنن باز نداشته است، لذا در ادامه بحث با اشاره به ديدگاه صاحب تفسير كبير، مىنويسد:
فخر رازى نيز در اين مقوله تحقيقى طولانى دارد و دلايلى را بر وفق ديدگاه شيعه اقامه كرده و در آخر مىگويد: «بنابراين دلايل معلوم شد كه آزر پدر ابراهيم (عليه السلام) نبوده بلكه عموى او بوده و به عمو نيز گاه پدر گفته مىشود؛ چنان كه فرزندان يعقوب اسماعيل را پدر يعقوب ناميدند و پيامبر (ص) نيز وقتى عمويش عباس اسير شد فرمود: پدرم را به من بازگردانيد، و شايد نيز آزر پدر مادر ابراهيم بوده. چون به جدّ مادرى نيز گاه پدر گفته مىشود، شاهد آن آيهاى است كه عيسى (عليه السلام) را از فرزندان ابراهيم (عليه السلام) شمرده[١] با آن كه ابراهيم (عليه السلام)، جدّ مادرى عيسى (عليه السلام) بود[٢].[٣]
آيتالله معرفت ديدگاه مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبايى را نيز نقل مىكند:
ايشان از قرآن چنين برداشت كرده كه آزر قطعاً پدر ابراهيم نبوده زيرا ابراهيم سالهاى آغازين عمرش در ميان قوم خود و در سرزمين كلدانيان تحت سرپرستى آزر بود و بارها با او و با قوم خود در مناسبتهاى پيش آمده جدال كرده بود. آزر نيز به دليل جرأت و جسارتش نسبت به خدايان قوم، او را از خود مىراند و نكوهش مىكرد؛ چنان كه در قرآن آمده:
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا. إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً؟ يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا. يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا. يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا. قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا. قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا.[٤]
ابراهيم در آن صحنه پدر را به طلب آمرزش براى او وعده مىدهد و
[١] . انعام، آيات ٨٥- ٨٤.
[٢] . نقد شبهات قرآنى، ص ٤٥.
[٣] . فخر رازى، تفسير كبير، ج ١٣، ص ٤٠.
[٤] . مريم، آيات ٤٧- ٤١.