معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٢ - اشاره به برخى از عادتهاى ناپسند جاهليت با تكيه بر قراين
مشخّصات سبك خطابى است كه سبك نوشتارى از آن پرهيز دارد. امّا در قرآن از اين نوع انتقالها فراوان است. سوره قيامت يكى از مواردى است كه اين امر را به وضوح در آن مشاهده مىكنيم. ايشان در باره اين سوره مىنويسد:
از ابتداى سوره تا آيه پانزدهم در مورد روز قيامت است. اما ناگهان در مورد نزول قرآن سخنى به ميان مىآورد: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ. ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ؛[١] «زبانت را [در هنگام وحى] زود بهحركت در نياور تا در خواندن [قرآن] شتابزدگى بهخرج دهى. در حقيقت گردآوردن و خواندن آن بر [عهده] ما است. پس چون آن را برخوانديم [همانگونه] خواندن آن را دنبال كن. سپس توضيح آن [نيز] بر عهده ما است!» پس از آن از آيات ٢٠ تا ٣٠ از لذايذ زندگى دنيا و آخرت و نيز شدايد روز قيامت سخن گفته است. در بخش انتهايى سوره از كافرِ معاندى مىگويد كه در مقابل دعوت پيامبر ايستاده است كه مراد از آن ابوجهل است. بنابراين مىبينيم كه در اين سوره با يك كرّ و فرّ و انتقال از موضوعى به موضوع ديگر روبهرو هستيم كه با اسلوب خطابى سازگار است و ما اين سبك را در قرآن كريم به وفور مشاهده مىكنيم.[٢]
اشاره به برخى از عادتهاى ناپسند جاهليت با تكيه بر قراين
آيتالله معرفت مىگويد جهت ديگرى كه از نشانههاى سبك خطابى قرآن به شمار مىآيد، سخن گفتن قرآن از وقايع و عادات خوب يا بدى است كه در زمان نزول قرآن در بين مردم رايج بوده است. قرآن با اتّكا به آنچه كه بين مردم معهود بوده، از اين موارد سخن مىگويد، بدون آن كه آنها و سابقه آنها را تبيين كند. در سبك نوشتارى نمىتوان به اين شيوه سخن گفت.[٣] ايشان در اين باره موضوع نسيء را مثال مىزند. قرآن در اين باره مىگويد:
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا
[١] . قيامت، آيات ١٩- ١٦.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٦٦.
[٣] . همان، ج ١، ص ٦٦.