معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤ - پرسشهايى در مورد عرف خاص داشتن قرآن
البشر و هو كلام اللّه و تأويله لايشبه كلام البشر.[١]
از ايشان نقل شده است كه فرمود:
وامّا قوله:
«وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا»[٢] و لقد يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ[٣]
فذلك كلّه و ليست جيئته جلّ ذكره كجيئة خلقه، و لايشبه تأويله كلام البشر و لا فعل البشر».[٤]
پرسشهايى در مورد عرف خاص داشتن قرآن
با توضيحاتى كه آمد معلوم مىشود كه همه آيات قرآن براى مردم و اهل زبان- حتى مسلمانان در عصر نزول قرآن- بدون توضيح اصطلاحات آن قابل فهم نيست، اين امر با «مبين» بودن قرآن چگونه سازگار است؟
در پاسخ به اين پرسش بايد بگوييم كه معمولًا پيشفرض ظاهرگرايان آن است كه چون قرآن براى هدايت همه انسانها نازل شده است، پس بايد همه مفاهيم آن در يك سطح باشدكه آن همان سطح عرف عام است. آنها تصور مىكنند كه اگر غير از اين باشد، لازم مىآيد كه قرآن براى همه مردم هدايت و راهنما نباشد. اين در حالى است كه چنين پيشفرضى درست نيست. تمام افراد وقتى از مادر متولد مىشوند، چيزى نمىدانند و هر كس به اندازهاى كه با زبان و اهل زبان تعامل دارد مىتواند از مفاهيم رايج در عرف عام و نيز احياناً عرفهاى خاص بهره گيرد. در هيچ قوم و ملّتى، همه مردم از يك سطحِ فهم زبانى برخوردار نيستند. اما نكته اين است كه هر كس بخواهد مىتواند مفاهيم قرآن را درك كند. نكته اينجا است كه تصور شده كه عرف خاص به معناى اختصاص زبان به گروه و صنف خاص است. در حالى كه واژه «خاص» در اينجا محدوده كاربَرانِ زبان را محدود نمىسازد، بلكه به اين معنا است كه در برخى واژهها و اصطلاحات، معناى خاصى اراده مىشود. بنابراين دينداران و
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٠، صص ١٣٧- ١٣٦ و نيز ج ٨٩، ص ١٠٧.
[٢] . فجر، آيه ٢٣.
[٣] . انعام، آيه ١٥٨.
[٤] . همان، ج ٩٠، ص ١١٤.