معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٥ - تاريخچه و ديدگاهها
از اين كلام با توجه به قرائن پيرامون آن استفاده شده كه مقصود از نسخ، تخصيص يا تقييد است.[١]
آرى! بدون تشخيص عام و خاص و مطلق و مقيد و مجمل و مبين نمىتوان به عمومات كتاب و سنت استناد و بر طبق آن حكم كرد.
مرحوم علامه معرفت بر آن است كه بسيارى از آيات ناسخ و منسوخ كه پيشينيان ذكر كردهاند از همين قبيل است.[٢]
تاريخچه و ديدگاهها
پس از كاربرد واژه نسخ در قرآن (بقره/ ١٠٦) از امام على (ع) بهعنوان نخستين كسى ياد شده كه آيههاى ناسخ را بر منسوخ در مصحف خود مقدم داشته است. همچنين سخنانى از ايشان در مورد ناسخ و منسوخ حكايت شده است.[٣] در ادامه ابو محمد عبدالله بن عبدالرحمن اصم سمعى معاصر امام صادق (ع) (١٤٨ ق) ناسخ و منسوخ در قرآن را بر اساس اصول خاصى نگاشت.[٤]
نيز در تفسير منسوب به على بن ابراهيم قمى (٣٠٧ ق) مباحثى در مورد ناسخ و منسوخ آمده است. البته در اين دوره بيشتر واژه نسخ به معناى لغوى يا معناى اعم كه شامل تخصيص و تقييد مىشود به كار رفته است. سپس زركشى (٧٩٣ ق) در كتاب البرهان فى علوم القرآن و سيوطى (٩١١- ٩٩١ ق) در كتاب الاتقان فى علوم القرآن و سيد ابوالقاسم خوئى (معاصر) در البيان به موضوع نسخ پرداختهاند.
[١] . همان.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٢٧٨.
[٣] . محمّد بن مسعود العياشى، تفسير العياشى، ج ١، ص ١٢؛ جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٤٠، ناسخ القرآن و منسوخه، ص ١٢٥.
[٤] . البته كتابها و رسالههاى مستقل زيادى در مورد نسخ نوشته شده كه ذكر همه آنها از حوصله اين نوشتار خارج است.( ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٢٧٠).