معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١ - پرسشهايى در مورد گفتارى بودن سبك قرآن
رابطه ملموسترى برقرار مىكنند. در بسيارى از موارد، بينندگان يك فيلم و يا خوانندگان يك داستان، خودشان را به جاى يكى از قهرمانان آن فيلم يا داستان مىگذارند و با او مىگريند و يا مىخندند، با او خوشحال و يا خشمگين مىشوند. كسانى كه با قرآن نيز انس داشته باشند به اين منزلت مىرسند. از همين رو است كه خداوند قرآن را «احسن الحديث» خوانده و آن را چنين توصيف كرده است:
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ؛[١]
خدا زيباترين سخن را [بهصورت] كتابى متشابه، متضمّن وعده و وعيد، نازل كرده است. آنان كه از پروردگارشان مىهراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه مىافتد، سپس پوستشان و دلشان به ياد خدا نرم مىگردد. اين است هدايت خدا، هر كه را بخواهد، به آن راه نمايد.
قرآن علاوه بر آن كه انسان را به صحنه زنده تخاطب وارد مىكند، از چنان شيوه ادبى بهره مىگيرد كه به همه چيز حيات مىبخشد. استفاده از آرايههاى ادبى و در واقع گويا ساختن زبان ادبى در قرآن در اين جهت است كه تصاوير زنده هنرى از پديدههايى ايجاد مىكند كه در باره آنها سخن مىگويد و مخاطب خود را به تماشاى صحنه زنده اين تصاوير مىبَرَد. در قرآن كريم، صورِ خاموش بس اندك است. در همه جا حركت كه حاكى از تپش نبض زندگى است به چشم مىخورد.
به گفته سيد قطب، حتى پس از مدتى كه انسان به تماشاى اين صحنهها نشست، خود را در ميان صحنه و مركز حادثه احساس مىكند. در اين هنگام، شنونده و يا تلاوت كننده آيات قرآن فراموش مىكند كه اين كلامى است كه مىخواند و يا گوش مىدهد و يا مَثَلى است كه زده مىشود، بلكه در جايگاهى قرار مىگيرد كه منظرهها يكى پس از ديگرى به نمايش در مىآيند و حوادث واقع مىشوند. اين كارى است كه قرآن مىكند و اين كلماتى است كه با آن زبانها به حركت در مىآيد و احساسهاى نهفته شاداب مىشود. واقعاً اينجا
[١] . زمر، آيه ٢٣.