معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٦ - بداء و نسخ
قدرى را محو و قضا و قدر ديگرى را اثبات كند. مثلًا اگر قضاى الهى بر آن تعلق گرفته كه عمر يك فرد مدت زمانى خاص باشد، اين افراد مىتوانند به واسطه صله رحم و صدقه و دعا، مرگ خود را به تأخير بياندازند و اين تغيير زمان مرگ به واسطه اعمال نيك، خود جزء سنتهاى لايتغير الهى است. بنابراين خدا، قضا و قدرى را محو و قضا و قدر ديگرى را جانشين آن ساخت و اين معناى بداء است.
بداء و نسخ
عالمان شيعه بر آن تأكيد دارند كه بداء و نسخ قريب به يكديگرند. البته نسخ در حوزه امور تشريعى است و بداء در حوزه امور تكوينى. از آنجا كه بيشتر مذاهب اسلامى نسخ را پذيرفتهاند و بر وقوع آن در چند مورد در تغيير قبله، وجوب صدقه در صورت نجوا با پيامبر و زمان عدّه در طلاق اتفاق رأى دارند. بداء را نيز بايد بپذيرند و به همان دليلى كه نسبت دادن نسخ احكام به خدا مستلزم جهل در ساحت ربوبى نيست:
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها[١]
بداء نيز چنين لازمهاى را ندارد.
از ديدگاه استاد معرفت (ره) انتساب نسخ[٢] و بداء[٣] به معناى حقيقى محال
[١] . بقره، آيه ١٠٦.
[٢] . حقيقت نسخ در قوانين وضعى، تغيير قانون سابق است به الحاقِ تبصرهها يا بهطور كلى لغو آن كه اين تغيير بر اثر تبديل رأى قانونگذاران است كه به جهت برخورد با مشكلات اجرايى يا قابل اجرا نبودن در مرحله عمل حاصل مىشود، يعنى كاشف به عمل مىآيد كه هنگام وضع قانون سابق به اين برخورد توجه نشده، وارد تجربه عملى روشن گرديده است و نسخ بدين معنا بر پروردگار محال است.( نسخ در قرآن در تازهترين نگاه، مقالات كنگره استاد معرفت)
[٣] . البداء- في حقيقته-: نشاة راي جديد و هو عبارة عن تجدد راي لم يكن من ذي قبل، لأسباب دعت الي هذا التجديد، هو في الغالب جهل بواقع الامر انكشف لحينه، الامر الذي يستدعي حصول العلم بشيء او امركان خافيا قبل ذلك و من ثم كان مستحيلا عليه تعالي الذي لا يخفي عليه شيء في السماوات والارض ولم يزل عالماً بالاشياء قبل وجودها« وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ». محمدهادى معرفت، جزوة البداء فى القرآن و الحديث، ص ٩.