معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٤ - ٣ انسانشناسى و اقتصاد
خود، كار و اموال خويش است. تلاش انسان در عرصه اقتصادى، براى ارضاى اميال و تمنيات نفسانى خود است؛ بنابراين، هر انسانى هر چيزى را كه به نفع خويش مىپندارد و هر روشى را كه براى بهدست آوردن آن مفيدتر مىداند، بر مىگزيند. انسان عاقل كسى است كه عقلش خدمتگزار او در برآوردن اهداف و اميال نفسانى او باشد. بنابراين، هر كسى از عقل خود استفاده ابزارى بيشترى كند، عاقلتر است. از ديدگاه اين مكتب، توليد كننده فقط در صدد بيشينه كردن سود مادى شخصى خود است و مصرف كننده نيز براى بيشينه كردن مطلوبيت[١] مادى از مصرفش مىكوشد.[٢]
هابز در اين باره مىگويد:
جز ملاحظه منافع شخصى، چيز ديگرى نمىتواند انگيزه رفتارهاى آدمى باشد و حتى اگر عقل و منطق، كوتهبينى او را در اين اعمال رقابتآميز به وى بنماياند و حتى اگر آدمى درك كند كه بهترين راه تأمين منافع شخصى او همكارى و تعاون با همنوعانش است، باز هم براى او فايدهاى نخواهد داشت؛ زيرا عقل انسان در تحليل نهايى، بنده و خدمتگزار شهوات او است.[٣]
رابرت اليس تامسون درباره انحراف نظام سرمايهدارى براى معرفى انسان، تعبيرى گويا دارد:
او [=انسان] يك ماشين آزمند و طماع است كه تنها با انگيزه آز تحريك مىشود ... گويى كه آنها نيمه بهتر ويژگىهاى والاى انسان را به كنارى گذاشتهاند و اصرار دارند كه جزء باقى مانده را بهعنوان تمام واقعيت
[١] . مطلوبيت، رضايت خاطرى است كه مصرف كننده از مصرف كالاها و خدمات به دست مىآورد( ر. ك: يوسف فرجى، تئورى اقتصاد خرد، صص ٧٩ و ٨٠).
[٢] . اين مختصر بر گرفته از اين منابع است: جعفر عبادى، مباحثى در اقتصاد خرد، صص ١٦، ٢٣٠- ٢٠٥ و ٢٣٠؛ اس. چارلز موريس- اون آر، تحليل اقتصادى؛ اكبر كميجانى، فيليپس، ج ١، ص ١٧٤ و ج ٢، ص ٢٦٤؛ باقر قديرى اصلى، سير انديشههاى اقتصادى، ص ٥٧؛ ژكس، فلسفه اخلاق( حكمت علمى)، ص ٥٢.
[٣] . سيد مهدى زريباف، تحليلى بر سير شناخت و روششناسى علم اقتصاد،( پاياننامه)، ص ٣٩١.