معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٩ - ٢ رابطه بداء با علم الهى
كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.[١]
در روايتى امام باقر (ع) به هر دو تقدير، يعنى به امور مختوم و موقوف اشاره كردهاند:
من الامور، امور محتومة جائيه لامحاله و من الامور امور موقوفة.[٢]
و نيز امام باقر (ع) در مورد اجل مىگويد:
هما اجلان: اجل محتوم و اجل موقوف.[٣]
البته امام باقر (ع) در روايتى به وقوع بداء در امور محتوم نيز اشاره كردهاند و فرمودهاند كه بداء فقط در حق وعدههاى الهى منتفى است.[٤] به هر جهت، از اين روايات بر مىآيد كه برخى از تقديرات الهى، محتوم و حتمى است و برخى موقوف و تغييرپذيرند.
٢. رابطه بداء با علم الهى
يكى از مسائل مهم و پيچيده در باب نظريه بداء، رابطه آن با علم خدا است. برخى چنين پنداشتهاند كه بداء مستلزم تغيير در علم الهى است. وقوع بداء به حسب معناى ظاهرى، نشانه تغيير در علم و گاهى و نيز نشانه نقص در آگاهى و علم است. هنگامى كه بداء در تقديرى حاصل مىشود، آيا علم و آگاهى خدا تام و تمام نبوده يا اين كه علمى جايگزين علم ديگر شده است؟ لازمه حالت اول، نسبت جهل به ساحت الهى است و لازمه حالت دوم، نسبت تغيير در ذات الهى است. در صورتى كه به ساحت الهى نه مىتوان جهل را نسبت داد و نه تغيير را. چنين مشكلاتى باعث گرديده است كه عالمان اماميه، هركدام به راهحلى تمسك جويند:
١. شيخ صدوق بداء را به معناى آشكار شدن دانسته است. از اينرو منظور از «بدأ لله» آشكار شدن كارهايى از بندگان (مثل صله رحم، قطع رحم و دعا)
[١] . اعراف، آيه ٩٦.
[٢] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٤، ص ٩٦.
[٣] . محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ١٤٧.
[٤] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٥٠.