معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٣٨ - استدلال خاورشناسان به قرآن
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ[١]؛
مىدانيم كه آنها مىگويند: «اين آيات را انسانى به او تعليم مىدهد!» در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مىدهند، عجمى است؛ ولى اين (قرآن)، زبان عربى آشكار است! نويسنده مقاله درست در جهت عكس منظور آيه نتيجه مىگيرد كه اين آيه تنها اين مطلب را كه الفاظ قرآن از ديگران است انكار مىكند اما اينكه محتواى قرآن از ديگران است، نه تنها رد نمىكند، بلكه تأييد نيز مىكند![٢]
استاد معرفت سخن اسقف يوسف دره الحداد را مىآورد كه ادعا كرده است:
قرآن از منابع مختلفى بهره برده كه مهمترين آنها كتاب مقدس، بهويژه تورات است و گواه اين مطلب خود قرآن است؛ از جمله اين آيات:
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى. صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى؛
اين دستورها در كتب آسمانى پيشين (نيز) آمده است، در كتب ابراهيم و موسى.[٣]
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى. وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى. أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى؛[٤]
يا از آنچه در كتب موسى نازل گرديده با خبر نشده است؟! و در كتب ابراهيم، همان كسى كه وظيفه خود را بهطور كامل ادا كرد، كه هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد.
وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ. أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ؛[٥]
و توصيف آن در كتابهاى پيشينيان نيز آمده است! آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنىاسرائيل به خوبى از آن آگاهند؟!
آيه نخست محمد [ص]، نشان از سازگارى او با زبر الاولين (متون پيشينيان) دارد و آيه دوم او دانشمندان بنىاسرائيل را بر اين تطابق گواه مىگيرد، اما چه ارتباطى است ميان قرآن و يافته شدن آن در زبر الاولين؟ اين راز محمد است، از آنجا كه آيههاى او در زبر الاولين با زبان عربى
[١] . نحل، آيه ١٠٣.
[٢] .The Encyclopaedia of Islam ,Vol :٥ ,P :٣٠٤ .
[٣] . اعلى، آيات ١٩- ١٨.
[٤] . نجم، آيات ٣٨- ٣٦.
[٥] . شعراء، آيات ١٩٧- ١٩٦.