معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤١ - ٣ ناسازگارى افسانه غرانيق با ديگر مضامين قرآن
بر آن داريد و نه دليلى از طريق وحى الهى و جز يك مشت اوهام و خرافات و الفاظ توخالى چيزى نيست.
چگونه بتهايى كه ابزار شرك هستند مورد ستايش پيامبر قرار گيرد در حالى كه اساس قرآن بر نابودى شرك است. در سوره نجم هرگونه شفاعت از فرشتگان كه مقامى ارجمند نيز دارند سودمند نمىداند، جز به اجازه پروردگار. وقتى شفاعت از فرشتگان سودى نداشته باشد، چگونه با جمله دروغين و ساختگى وانّ شفاعتهن لترتجى سازش داشته باشد. خداوند مىفرمايد:
وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً.[١]
٢. ناسازگارى با مقام عصمت
دلايل كافى و اجماع امت اسلامى بر عصمت رسول خدا (ص) در جاى خود ثابت شده است و دخالت شيطان در آيات قرآن و وارد كردن جملهاى در قرآن كه از قرآن نيست، با عصمت پيامبر در تبليغ و اداى رسالت منافات دارد و شيطان راهى به شؤون عصمت الهى ندارد؛ چرا كه پيامبر فرمود:
من رآني فقد رآني فإن الشيطان لا يتمثل بي.
هر كسى مرا ببيند، واقعاً مرا ديده است چرا كه شيطان نمىتواند به مانند من متمثل شود.[٢]
٣. ناسازگارى افسانه غرانيق با ديگر مضامين قرآن
مطابق سورههاى ديگر قرآن، شيطان نمىتواند بر مؤمنان حقيقى و كسانى كه بر خدا توكل مىكنند چيره شود و در آنان نفوذ كند:
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.[٣]
دخالت شيطان و ايجاد دو جمله در وحى نوعى سلطنت و چيرگى بر پيامبر است؛ در حالى كه هرگونه چيرگى و تسلط شيطان بر پيامبر منتفى است.
[١] . نجم، آيه ٢٦.
[٢] . صحيح مسلم، ج ٧، ص ٥٧.
[٣] . نحل، آيه ٩٩.