معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٦ - نكته دوم
اذا حَدَّثْتُكُمْ بِشَيء فَاسْئَلُونِي مِنْ كَتابَ اللّهِ؛[١]
وقتى در مورد چيزى سخن گفتم، از من بخواهيد كه از قرآن جواب دهم.
بنابراين، مجموع آيات و روايات دلالت دارند كه جامعيت و گستردگى احكام و معارف قرآن كريم در امور مربوط دينى و هدايتى منحصر نيست؛ بلكه شامل تمام احكام و معارف مورد نياز پيامبر و امامان مىباشد و اين را تنها آن بزرگواران مىتوانند بفهمند. روايت ابن مسعود نيز مؤيد همين مطلب مىباشد كه گفته است:
إن الله أنزل في هذا الكتاب تبياناً لكل شيء، ولكن علمنا يقصر عما بين لنا في القرآن؛[٢]
خداوند در قرآن كريم بيان همه چيز را نازل كرده است؛ ولكن دانش ما از رسيدن به آنچه در قرآن براى ما بيان فرموده، ناتوان است.
نكته دوم
هيچ دليلى اقامه نشده است كه امور مربوط به يافتههاى خود بشر خارج از گستره جامعيت قرآن بوده و بيان مسائل مربوط به دانش بشرى را دور از شأن قرآن دانست. بلكه اصلًا نمىتوان به امتناع عقلى دخالت قرآن در امور مربوط به قلمرو دانش بشرى استدلال كرد. شايد تنها دليل اين باشد كه اگر قرآن در مورد امورى كه انسان از طريق علوم بشرى به آن مىرسد، بيانى داشته باشد، لغو خواهد بود. در مقابل كافى است ثابت شود كه بيان قرآن در اين موارد لغو نيست. به نظر ما اگر قرآن در امور مربوط به علوم بشرى سخنى داشته باشد، نه تنها لغو نيست، بلكه در مواردى ضرورت دارد. نسبت بين قلمرو وحى و دانش بشرى از منظر منطقى عموم و خصوص منوجه است، نه تباين. يعنى قرآن و دانش بشرى هر دو مىتوانند به يك مسأله بپردازند. توضيح اين كه امور قابل دسترس با دانش، يكى از چهار حالت زير را دارد:
١. امورى كه همه انسانها درباره آن به نتيجه رسيدهاند و هيچ اختلافى با
[١] . الجمعة العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ٧١٤، حديث ٦٦.
[٢] . محمد بن على بن محمد الشوكانى، فتح القدير، ج ٢، ص ١٨٩.