معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١٢ - ١ بردهدارى در قرآن
ايستاد، اما نه بهصورت صريح علنى، بلكه بهصورت تدريجى و مقدماتى اين امر تحقق يافت كه ما آن را نسخ تدريجى مىناميم. در اين رابطه مراحل زير طى شد:
اول: با مخالفت با سرچشمه بردگى، همه شيوههاى به بردگى گرفتن افراد را ممنوع كرد، مگر حالت تسلّط بر دشمنان در ميدان جنگ، كه فقط شامل مردان ضد اسلام مىشد كه در حال جنگ اسير مىشدند و بدين صورت افراد زيادى از دايره بردگى خارج شدند، از جمله زنان، كودكان و پيرمردان.[١] يعنى در حقيقت الغاى بردگى را از مبدأ آن بهصورت غيررسمى اعلام كرد. هرچند كه به خاطر شرايط آن عصر نمىشد مسأله اسراى جنگى را يك مرتبه حل كرد. چون اسراى مسلمانان نزد دشمنان اسلام بهصورت برده گرفته مىشدند و با آنان بد رفتارى مىشد و اگر اسراى مشركان و كفار آزاد مىشدند، قدرت آنها زياد مىشد و بيشتر بر مسلمانان فشار مىآوردند، و مبادله اسرا ممكن نمىشد. پس اين اسير گرفتن نوعى مقابله به مثل براى مبادله بوده است. جالب اين است كه تنها آيهاى كه به اسيران جنگى پرداخته است، فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها[٢] مسأله به بردگى گرفتن اسيران را ذكر نكرده است تا اين كه اين قانون دائمى براى بشر نشود.[٣]
دوم: اسلام به انسان شخصيت داد و حقوق او را يادآورى كرد تا انسان را از حالت يك چيز قابل معامله و استعمار و استعباد خارج سازد و ديگر انسان، مثل درخت و حيوان قابل خريد و فروش نباشد. حتى قرآن حقوق و ازدواج بردگان و كنيزان را در رديف حقوق افراد آزاد بيان كرد.[٤] و فرمود:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.[٥]
[١] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، صص ١٥٠ و ١٧٤.
[٢] . محمد، آيه ٤.
[٣] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، صص ١٨٦- ١٨٥.
[٤] . ر. ك: نساء، آيه ٢٥ و ...
[٥] . حجرات، آيه ١٣.