معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٧٣ - مقدمه
كهنه با بيانى تازه در اين راستا مىباشد.
«شبهه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه» از اين قبيل است. هرچند رگههايى از اين شبهه همزاد با نزول قرآن مجيد مطرح بوده، اما خاورشناسان در قرون اخير بر آن تأكيد كردهاند، مستشرقان اهل كتاب و بهويژه مسيحيان با دغدغه دفاع از آيين خود، و شرقشناسان روشنفكر غرب كه غالباً الهى بودن هيچ دينى را نمىپذيرفتند، قرآن را تأليفى بشرى قلمداد كردند و شاهد آن را وجود برخى باورهاى عرب معاصر ظهور اسلام، در قرآن معرفى كردند. كتاب مقالة الاسلام اثر جرجيس سال انگليسى و تاريخ تمدن اثر ويل دورانت از اين نوعاند.
شرقشناسان تمام تلاش خود را صرف تبليغ اين ادّعا كردند كه: حضرت محمد (ص) نه رسول خدا، كه نابغهاى نوآور در مكه و مدينه بود! او با هدف اصلاح جامعهاش و به مدد اقتباس از منابع دينى اهل كتاب، كه در دسترس او بود و نيز شناختى كه از ارزشهاى پسنديده يا ناپسند قوم خود داشت، مطالبش را در قطعاتى پراكنده جمعآورى كرد و نام آن را وحى الهى گذاشت! اين در حالى بود كه مطالب وى چيزى جز انعكاس فرهنگ زمانهاش نبود كه با هنرمندى و تيزهوشى وى تلفيق يافته بود!
تأثير اين اتهامها كه در چهره فرضيههاى تاريخى- علمى بروز كرده است، موجب شد تا هم آن روز و هم امروز گروهى در ميان مسلمانان جسته و گريخته همان مطالب يا گوشههايى از آنها را، ابراز كنند. ادعاى حامد ابوزيد در مورد ضرورت تقسيم متون دينى به سه دسته متون تاريخى، متون قابل تأويلى به مجاز و متون داراى پيام دائمى، نمونه آن است. چنانچه تقسيم گزارههاى دينى به ذاتى، عرضى، گوهر و صدف كه در آثار برخى روشنفكران داخل كشور آمده است، گونهاى ديگر از اين تأثّر است.
از گذشته تا حال شاهد دفاع متعهدانه سلف صالح و دانشمندان مسلمان در برابر اين شبهه و خلق آثارى در پاسخ آن بودهايم. از جمله اين محققان بايد به تلاش استاد فرزانه، محقق قرآنى، حضرت آيتالله محمدهادى معرفت