معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٥ - ١٦ ٢ جنزدگى
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ[١].[٢]
١٦. ٢. جنزدگى
از جمله خرافات پوسيده، اعتراف به جنزدگى است كه در قرآن حتى اشارهوار نيز نيامده است و همانگونه كه گذشت، استفاده از واژه «مجنون» به بيماران روانى پريش، از باب همنوايى در استعمال و كاربرد لفظ است. آيهاى همچون:
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ[٣]
به وسوسههاى پليد و اغواگرانه يعنى چيرگى شيطان بر انديشه و تفكر آزمندان اشاره دارد كه در نتيجه مات و مبهوت و حيران، راه نجات را گم كردهاند، در پى هوسهاى خود، كوركورانه ره مىپويند و در هزار توى گمراهى درمانده مىشوند؛ يعنى شيطان بر آنها استيلاى كاملى پيدا مىكند:
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ.[٤]
پس مراد از لمس شيطان، آزارهاى او است كه پيامد دسيسههاى زشت وى مىباشد، نه آسيبرسانى مستقيم.[٥]
ج. مراد خداى متعال از رؤوس الشياطين در آيات ٦٦- ٦٢ صافات كه در تشبيه درخت زقوم وارد شده است، به معنى شيطان مصطلح نيست، بلكه شيطان در لغت به عصيانگر سركشى گفته مىشود كه در خيرگى افراط كند و تنها بر ابليس و لشكريان او اطلاق نمىشود. چنانكه در لغت بر مارى كه بر فراز سرش يالى مانند تاج خروس دارد، اطلاق شده است. بنابراين تشبيه زقوم
[١] . ابراهيم، ٢٢؛ مرا بر شما هيچ تسلطى نبود، جز اينكه شما از خداوندم اجابتم نموديد، سپس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد.
[٢] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، صص ١٩٠- ١٨٧، ترجمه فارسى، صص ٢٣٤- ٢٣٣.
[٣] . بقره، ٢٧٥؛ كسانى كه ربا مىخورند، از جا برنمىخيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس آشفته سرش كرده.
[٤] . انعام، ٧١؛ مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان به بيراهه كشاندهاند.
[٥] . ر. ك: محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، صص ١٩٠- ١٩١، ترجمه فارسى، صص ٢٣٧- ٢٣٥.